اینجا خاکریز است.من هستم و من و آنچه در مقابل من ایستاده دشمن من است. امکانات من کم است و دشمن باید نابود شود.مجالی برا گفتگو و مناظره و تبادل نظر نیست. دشمن باید نابود شود.باید حمله کرد.بقای من در فنای دشمن من است.تاکتیک حرف اول را می زند .خاکریز سقف ندارد و محل گذر است.خاکریز جای زندگی نیست.خاکریز،خاک ریز خاک درشت.دشمن.فرهنگ.من و من و توی دشمن! و تو باید نابود شوی! و من می مانم!.جنگ تمام می شود.جام زهر نوشیده می شود وخاکریز ها جمع می شوند.عده ای شهید می شوند،عده ای اسیر و مفقود گشته و برخی جانباز و عده ای غالب نیز به خانه بر می گردند.خاکریزها فراموش نمی شوند.عده ای خاکریز را به مثابه یک خاطره می نگرند و می نگارند و گروهی نیز به مثابه ی یک تفکر و ایدئولوژی،آن هم در تمامی شئونات سیاسی،فرهنگی و اقتصادی از آن بهره می برند.

کم نیست شمار آنان که امروز در مناصب دولتی و غیردولتی چنین تفکری را ترویج و تعلیم می دهندوکم نیستند جمع ها و جلساتی که در گفتمان خاکریزی تشکیل می شوند.فارغ از آنکه گفتمان خاکریزی در فضای پس از جنگ بنا به تجربه نتیجه معکوس می دهد، هرچند شمار غالبی فضای جامعه داخلی و جهانی را فضای جنگی پنداشته و نگاه جنگ طلبانه خود را حتی در عرصه فرهنگ و هنر القا می کنند.
فرهنگ ، سیاست و اقتصاد،خواسته و یا ناخواسته در پروسه جهان شمول جهانی شدن بدون شک بدون تعامل و گفتگو عقلانیت قابل مدارا و مدیریت نیست.فرهنگ ، سیاست و اقتصاد بیش از آنکه آوردگاه جنگ و تقابل باشد،عرصه ی تعامل است و بخت یار کسی است که بیشتر و بهتر داشته باشد.گفتمان خاکریزی در فضای بعد از جنگ تر و خشک را با هم می سوزاند.در گفتمان خاکریزی دو جبهه وجود دارد جبهه ی خودی و غیر خودی و غیر خودی ها محکوم به فنا هستند.

گفتمان خاکریزی در فرهنگ، مصادیق ادبیات،سینما ،موسیقی،تئاتر ملل دیگر را در "بوته ی دشمن انگاری" خود محکوم به فنا دانسته اجازه عرضه شدن و رخ نمودن به آن را نمی دهد.فرهنگ غیر خودی را توطئه انگاشته ودر ظرف بی رشدی گفتمان خاکریزی خود می سوزاند.تفکر خاکریزی بیش از آنکه به تولید بپردازد به تحریم و حذف تولیدات رقیب می پردازد.رسانه های منتقد را "کودتای خزنده مطبوعات" انگاشته و آن را محکوم به مرگ می کند.
گفتمان خاکریزی در سیاست ،مخالف گفتگواست.عزت و اقتدار در این گفتمان تعریف خاص خود را دارند که بیان آن در تریبون های بین المللی جز هزینه برای کشور محصول دیگری نخواهد داشت.
گفتمان خاکریزی در عرصه اقتصاد ،اقتصاد غیر خودی را جلوه شیطانی لیبرالیسم پنداشته و خصوصی سازی را جاده سازی برا ورود آنچه که دشمن نام دارد می پندارد.
گفتمان خاکریزی آینده نگر نیست،هرچند تجربه نشان داده است که توان مدیریت امروز را نیز ندارد.

سلامممممممممممممم
ارسال توسط ستايشگر | August 12, 2007 12:24 PM
Posted on August 12, 2007 12:24
سلام!
مگر مي شود تعبير گفتمان خاكريزي را هم داشت؟ گفتمان بايد چشم در چشم مقابل نگاه كند و به حرفهايش گوش دهد و آنچه را كه عقل حكم مي كند و منافع انساني را در بر دارد به رسميت بشناسد.
حال آيا گفتمان خاكريزي با چنين تعاريفي مي تواند گفتمان تلقي گردد؟!
تلخ است كه بداني بي هيچ توجه به انديشه تو تيري را به سويت نشانه گرفته اند و نامش را نيز گفتمان گذاشته باشند.
اينطور باشد اين خاكريزها گاهي به خودي ها هم رحم نمي كند چه رسد به دشمني كه ممكن است دشمن نباشد و حرفي براي گفتن داشته باشد...
خاكريزها قوانين خود را دارند و در مواقعي خاص عمل مي كنند آن وقت هست كه بهترين پيروزي ها را حتي با وجود از دست دادن ها به همراه دارند ولي آيا مي توان اين خاكريزها را در خاك ميهن در برابر هموطن هم بر پا كرد ؟!!!
ارسال توسط شكوفه ياس | August 12, 2007 6:37 PM
Posted on August 12, 2007 18:37
بسم الله
سلام
به نظرم اين كه همهي خاكريزي ها اين طور نيستند. خيلي ها هستند كه علاوه بر جبهه بندي هاي يادشده، به جاي حذف، به بحث و مناظره با مخالف معتقد و اميدوارند.
يا علي
ارسال توسط مهدي | August 12, 2007 6:56 PM
Posted on August 12, 2007 18:56
تفکر خاکریزی تاکتیکی است و تفکر طویل مدت ندارد پدافندی است مقطعی است استراتژیک خاصی ندارد حتی در زمان حمله هم تاکتیک حرف اول را می زند.......و مشکل همین جاست یا علی
ارسال توسط حسین شیرالی | August 13, 2007 1:30 AM
Posted on August 13, 2007 01:30
حرف خوبی بود.
صد در صد همینطور است و الان جواب نمی دهد.
ارسال توسط ا.پورحسین | August 14, 2007 6:07 PM
Posted on August 14, 2007 18:07
سلام
اصل اینکه به همه کس و همه چیز نباید به چشم "دشمن" نگاه کرد را قبول دارم ، اما یک نکته را فراموش نکن و آن سخن حضرت سیدالشهدا"ع" که فرمود:
" هر روز عاشورا و هر زمینی کربلاست". این جمله ، مانیفست یک شیعه است تا در روش برخوردها و به قول تو گفتمانش ، این نکته بسیار مهم را در نظر داشته باشد.
ارسال توسط تقی دژاکام | August 15, 2007 6:33 PM
Posted on August 15, 2007 18:33
تحلیل جالب و سازمانش پیوسته بود...به ما هم سر بزنید
ارسال توسط محسن یوسفی | August 17, 2007 12:40 AM
Posted on August 17, 2007 00:40
...
.....
آئينه را بگير و تماشاي خويش كن
سوي چمن به عزم تماشا، چه ميروي؟
(هلالی جغتایی)
.........
.............
..................
ارسال توسط ....... | August 17, 2007 5:33 PM
Posted on August 17, 2007 17:33