<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>webnegasht</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://webnegasht.net/atom.xml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2008://1</id>
   <updated>2008-05-03T11:11:25Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.35</generator>

<entry>
   <title>می خواهم از مطهری بنویسم.</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/2008/05/post_20.shtml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2008://1.64</id>
   
   <published>2008-05-02T21:46:31Z</published>
   <updated>2008-05-03T11:11:25Z</updated>
   
   <summary>می خواهم از مطهری بنویسم.آری دو روز دیرتر!.مطهری دو روز پیش شهید شد ولی من امروز می نویسم.نسل من همیشه دیر می رسد.موقعی می رسد که برای اش تصمیم گرفته اند! یک مشت ژاندارم سیاسی ، اقتصادی و دینی! می...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="نقد و نظر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://webnegasht.net/">
      <![CDATA[می خواهم از مطهری بنویسم.آری دو روز دیرتر!.مطهری دو روز پیش شهید شد ولی من امروز می نویسم.نسل من همیشه دیر می رسد.موقعی می رسد که برای اش تصمیم گرفته اند! یک مشت ژاندارم سیاسی ، اقتصادی و دینی!
می خواهم از مطهری بنویسم.
خلاصه می نویسم.مثل سایر حرف هایم. خلاصه نویسی را دوست دارم. خلاصه ای که برای ش مفصل فکر کرده ام ، مفصل خوانده ام ، مفصل کلنجار رفته ام ! مفصل گریسته ام ! مفصل خندیده ام! و مفصل هایی که به طور قطع، این خلاصه نویسی های دست و پا شکسته ، حق مطلب اش را به جای نمی آورد.
می خواهم از مطهری بنویسم!
مطهری را از کودکی می شناسم. فراموش نمی کنم شبی را که پدرم با یک دسته کتاب به منزل آمد . با مادرم نشستیم و کتاب ها را جلد کردیم- جلد های پلاستیکی شفاف. چقدر رنگ سبز دوجلدی "داستان راستان" برایم نوستالژیک است."داستان راستان" مطهری در کنار کتاب های دیگر کتابخانه قرار گرفت ،در کنار داستان "شیر و جنگل" و امروز هم تکرار همان "شیر و جنگل" است : جنگل اندیشه و شیرهایی که هر روز هوس طعمه ای می کنند . من و مطهری از ابتدا با هم بودیم.از کودکی ، دوران مدرسه و سال های تنهایی دانشجویی در این غربت عقل و دل.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/motahhari21.jpg" width="250" height="323"></p>
می خواهم از مطهری بنویسم!
دوسال پیش در این وب نگاشت نوشتم که :"مطهری آخوند نبود" و این به مذاق بسیاری از دوستان خوش نیامد.امروز نیز می گویم که "مطهری آخوند نبود".مطهری متفاوت است با اغلب روحانیت ای که امروز و دیروز در حوزه های علوم دینی  غالب وقت خود را صرف عربی خواندن ای می کنند که خود هیچ از آن نمی فهم ند .مطهری خارج از دایره ی تنگ و بسته ی  این حوزه ها فلسفه  می خواند ! فلسفه ای که رفرنس هایش به فتوای ارباب فقه نجس بود.مطهری پشت بلندگوها سخن از :"درخت آفت زده روحانیت" به میان  می آورد.بلندگوهایی که به گفته ی خود مطهری توسط روحانیون ، موسوم به "بوق شیطان" بود.مطهری از مارکسیسم گفت! از بیمه گفت! از حقوق بشر گفت! از حجاب! مشکلات جسنی جوانان! مقتضیات زمان! تاریخ! خصوصی سازی ! و صد ها موضوعی که هنوز حوزه های خمود دینی حس و حال و برنامه ای برای غور ،مطالعه و مباحثه در خصوص آن را ندارند.
می خواهم از مطهری بنویسم!
پشت جلد کتاب های مطهری سخنان پرمعنای خمینی در خصوص آثار وی را بخوانید:
"من به دانشجویان و طبقه روشنفکران متعهد توصیه می کنم که کتاب های این استاد عزیز را نگذارید با دسیسه های غیر اسلامی فراموش شود."
اما نمی گذارند که نگذاریم!
کتاب ها و اندیشه هایی که در برهه های سیاسی عمر انقلاب گاهی فراموش شدند.! 
نسل ما امروز می پرسد: که چرا کتاب های اقتصادی مطهری در دوران  ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی چاپ نمی شد؟!
نسل ما امروز می پرسد: چرا احمدی نژاد سخن از اخراج اساتید سکولار دانشگاه ها می زند در حالی که  دو دهه ی پیش ، مطهری سخن از آزادی بیان در مجامع علمی و حتی تاسیس تریبون ماتریالیستی برای بحث در دانشگاه تهران به میان می آورد؟!
می خواهم از مطهری بنویسم!
مطهری با بسیاری از مطهری نماهای امروز متفاوت است.
خلاصه نوشتم.تند و تیز!
روحش شاد!
]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>شماره نگاری دولت نهم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/2008/04/post_19.shtml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2008://1.59</id>
   
   <published>2008-04-13T20:18:20Z</published>
   <updated>2008-04-14T19:34:01Z</updated>
   
   <summary>تصمیم دارم در این پست برخی مطالب را شماره نگاری کنم.از آغاز سال نو هر کسی هر کاری می کند ، درست یا غلط ، با چسباندن قید &quot;نوآوری و شکوفایی&quot; آن را توجیه و غالبا بزک می کند.من هم...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="نقد و نظر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://webnegasht.net/">
      <![CDATA[تصمیم دارم در این پست برخی مطالب را شماره نگاری کنم.از آغاز سال نو هر کسی هر کاری می کند ، درست یا غلط ، با چسباندن قید "نوآوری و شکوفایی" آن را توجیه و غالبا بزک می کند.من هم در راستای همین توجیه و بزک کردن ها "شماره نگاری" می کنم.کار ساده ای است. قبل هر بند از نوشته یک شماره می گذارم.

1-	دولت نهم بدون شک دستاوردهایی داشته و خواهد داشت ، بحمدلله این دستاورد ها فراتر از آنچه که هست ، در رسانه ملی و رسانه های حامی دولت ثانیه به ثانیه گزارش می شود ، فلذا در قبال این همه گزارش و داد و فریاد ، نیازی نمی بینم که در اینجا به تشریح آن ها بپردازم.
2-	"مردمی بودن" ، " از جنس مردم بودن" ،"از متن مردم بودن" ، " مشکل مردم ما این نیست" و هزاران ترکیب الفبایی "مردم " در "مردم" ، بخش عمده ای از گفتمان دولت نهم را تشکیل می دهد و این به نوبه ی خود راه را برای تحلیل و بررسی فعالیت های دولت از این دریچه یعنی "مردم" می گشاید.
3-	یکی از ابتکارات "مردم پسند" دولت نهم "سفرهای استانی " است. فعالیتی که غالب حامیان دولت و بخش عمده از منتقدین دولت نیز صورت آن را جدا از محتوایش می پسندند. بخشی از این سفر های استانی خرج هایی است که می شود ، از بلیط هواپیمای همراهان گرفته تا نان و پنیر رییس جمهور بر سر سفر ه ای ساده  در کنار بخاری گازی قدیمی. و بخش دیگر "چیز ها" ایست که به مردم داده می شود. این "چیزها" متفاوت اند و هر کسی از ظن خود یار این "چیز ها" می شود." چیز ها" یا "هدیه" اند ، یا "مصوبه" اند و یا "باج" .نا گفته نماند که در این سفر ها "مردم" نیز دستی به قلم می برند و نامه ای می نگارند و این نیز به نوبه ی خود دستاوردی بزرگ است.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/nohom.jpg" width="250" height="333"></p>
4-	در این بند وارد منطقه ی ممنوعه  می شوم.منطقه ای که از جنس "مردم" نیست و دست "مردم" نیست و اصلا به "مردم" چه ربطی دارد:"تغییرات در کابینه" حرکتی است از سوی دولت  که در ابتدای سال توسط دکتر الهام یا همان سخن گوی دولت یا وزیر دادگستری و یا عضو حقوقدان شورای نگهبان یا نماينده ويژه رئيس جمهور در ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز  تکذیب شد و سپس از سوی شخص رییس جمهور به عنوان فعالیتی که در راستای "نوآوری و شکوفایی" در حال انجام است ، مطرح شد و مواردی از این قبیل که اگر با مداقه به آن ها بنگریم ،  نه از جنس "مردم " است و نه به صلاح "مردم".
5-	بدون شک افزایش بیست درصدی تورم ،افزایش قیمت ها از مسکن تا گوشت و کره،  خواست "مردم " نیست.و با گذشت  قریب به سه سال از آغاز فعالیت رییس جمهور "برخاسته از متن مردم" تدبیر درستی برای آن اندیشیده نشده است.
6-	حال من مانده ام ،وب نگاشت ، 5 بند بالا و این سوال که :"مرز بین مردم ،عوام الناس ،مردمی بودن و عوامفریبی چیست؟"
]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نوروز 1387 و 24 سال که گذشت ...</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/2008/03/_1387.shtml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2008://1.55</id>
   
   <published>2008-03-18T18:21:39Z</published>
   <updated>2008-05-18T19:22:17Z</updated>
   
   <summary> پی نگاشت: وب نگاشت با آغوش باز پذیرای هدایای شما به مناسبت تولد اینجانب که مقارن با اول فرودین است ، خواهد بود....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="حدیث نفس" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://webnegasht.net/">
      <![CDATA[<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/web.jpg" width="250" height="371"></p>
 
پی نگاشت:
وب نگاشت با آغوش باز پذیرای هدایای شما به مناسبت تولد اینجانب که مقارن  با اول فرودین است ، خواهد بود.
]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نقدی بر سخنان اندیشمند محترم- دکتر عبدالکریم سروش</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/2008/03/post_18.shtml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2008://1.53</id>
   
   <published>2008-03-11T00:27:15Z</published>
   <updated>2008-03-12T23:27:27Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[نام شاهان از درم ها بر كنند &nbsp;نام احمد تا ابد بر مي زنند &nbsp;نام احمد نام جمله انبياست &nbsp;چون كه صد آمد نود هم پيش ماست &nbsp;جای بسی تاسف است که فضای فکری و اندیشه ای کشور ما خمود...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="نقد و نظر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://webnegasht.net/">
      <![CDATA[<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">نام شاهان از درم ها بر كنند</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;نام احمد تا ابد بر مي زنند</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;نام احمد نام جمله انبياست</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;چون كه صد آمد نود هم پيش ماست</p>
<p>&nbsp;جای بسی تاسف است که فضای فکری و اندیشه ای کشور ما خمود ،خواب زده و راکد 
شده است و خبری از آن مباحثات فکری و ایدئولوژیک اول انقلاب که در تاریخ و کتاب ها 
می خوانیم و برای مان نقل می کنند ، دیگر نیست .از سویی جای شکرش باقی است که اندیشمندانی 
چون دکتر سروش هنوز زنده اند و نظری بیان می کنند و فضایی برای بحث ایجاد می کنند تا 
کمی خواب از چشم آنان که دغدغه ی فکری دارند بیفتد و به مباحثه و تضارب آرا بپردازند. 
بارها این جا و خارج از این جا و در بین دوستان گفته ام که به شخصه در عالم فکر بنده 
ی هیچ کس نیستم و دست ارادت به کسی نمی دهم تا بتوانم به سهم خودم بی هیچ تعلقی فکر 
کنم ،تحلیل کنم و به سهم خود ارائه ی نظر کنم.در وادی فکر کسی معصوم نیست و در این 
کارزار تضارب آرا ، مفهوم حق و حقیقت نیز یک رنگ و یک صورت نیست و نمی توان بر یک نقطه 
و یک منبع تمرکز کرد و آن را حق مطلق شمرد و هم گان را مجبور به حرکت به آن سو کرد.
</p>
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/images/naghd/1.jpg" width="250" height="169"></p>
نقش دو نفر را در زندگی فکری ام نمی توانم نادیده بگیرم.اول مطهری و دوم سروش.بی تردید 
اگر کتاب های این دو نبود شاید فرصتی برای فکر کردن و بحث کردن و نوشتن برایم میسر 
نمی شد ، اما بنا به آنچه که در بالا نیز گفتم همه ی این ها سبب نخواهد شد که سخنان 
و نظرات این بزرگان را مطلق و تام و بی چون چرا قبول کنم. دوستانی که پی گیر موضوعات 
فکری در حوزه ی اندیشه باشند ،حتما مصاحبه ی اخیر سروش را با میشل هوبینک که ابتدا 
در سایت شخصی سروش به زبان انگلیسی و سپس ترجمه ی آن در سایت رادیو زمانه منتشر شده 
خوانده اند. سخنانی که این روزها زلزله ای بر پهنه ی اندیشه و سیاست انداخت و متاسفانه 
آتش به خرمن جاهلان و متهتکان نیز افکند. سخنان سروش در این مصاحبه حرف تازه ای نداشت 
و پیش از این نیز در کتاب &quot;بسط تجربه نبوی&quot; و تا قسمتی در کتاب &quot;صراط های مستقیم&quot; خود 
در خصوص آن گفته و نوشته بود.اما وقتی پای این موضوعات و سخنان به حوزه ی عمومی ،رسانه 
و ژورنالیسم وارد شود ، بی تردید واکنش های متفاوتی را در بر خواهد داشت که تر و خشک 
را با هم می سوزاند.به شخصه معتقدم بهتر بود سروش در فضایی بهتر به این موضوع می پرداخت 
، نه در یک مصاحبه آن هم با مقدمه ی نا صالحی که نگارنده ی مصاحبه در ابتدای آن نوشته 
است و سپس توسط سایت رادیو زمانه که با بودجه ی پارلمان هلند در راستای اهدافی همچون 
براندازی نرم ، تاسیس شده است منتشر می شود. پیشنهاد می کنم دوستانی که خواهان تعمق 
بیشتر و فهم بهتر نسبت به این موضوع هستند از ابتدا به ترتیب ،
<a href="https://radiozamaaneh.com/idea/2008/01/post_236.html">مصابحه ی دکتر سروش</a> 
، <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8612070740">نامه آیت الله سبحانی 
به دکتر سروش </a>و&nbsp;&nbsp; <a href="http://www.tabnak.ir/pages/?cid=7632">پاسخ 
نامه ی دکتر سروش به آیت الله سبحانی </a>را ،سطر به سطر ،کلمه به کلمه با مداقه و 
بدون هیچ پیش فرض و ذهنیتی بخوانند.متاسفانه تیترمحوری رسانه ها و حتی نگاشت قبلی خودم 
به نوبه ی خود فرصت قضاوت منصفانه را از آنکس که در جریان این موضوع نیست ، می گیرد. 
بدون شک بحث و تبادل نظر در خصوص موضوع مطرح شده از سوی سروش جای ساعت ها بحث و مطالعه 
دارد و فضای وب نگاشت و نگارنده ی آن ظرفیت و گنجایش ارائه نظر قطعی پیرامون آن را 
ندارد.مناسب دیدم بنا به مطالعات قبلی خود به صورت اجمالی و اشاره نکاتی را عرض کنم.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/images/naghd/2.jpg" alt="آیت الله جعفر سبحانی" width="250" height="154"></p>
از مجموع سخنان دکتر سروش این طور به نظرم آمد که: نیکو تر است بر حسب توافق یا عدم 
توافق با سخنان ایشان ، موضوع را به دو بخش 1-وحی و2- خطا پذیری در وحی تقسیم کنم و 
نظراتم را در معرض نقد دوستان قرار دهم. 1-وحی دکتر سروش در تعریف وحی می گوید :&quot; وحی 
«الهام» است. این همان تجربه‌ای است که شاعران و عارفان دارند؛ هر چند پیامبر این را 
در سطح بالاتری تجربه می‌کنند&quot;.و در جایی دیگر نیز اشاره می کند: &quot;اولياي خدا چنان 
به خدا نزديک و در او فاني‌اند که کلامشان عين کلام خدا و امر و نهي‌شان و حب و بغضشان 
عين امر و نهي و حب و بغض الهي است. پيامبر عزيز اسلام بشر بود و خود به بشريت خود 
مقر و معترف بود (قل سبحان ربي هل کنت الا بشرا رسولا؟)، اما در عين حال اين بشر چنان 
رنگ و وصف الهي گرفته بود، و واسطه‌ها (حتي جبرئيل) چنان از ميان او و خدا برخاسته 
بودند که هر چه مي‌گفت هم کلام انساني او بود هم کلام وحياني خدا. و اين دو از هم جدا 
نبود.&quot; با این بخش از سخنان سروش موافقم.الهام و شعر و وحی هم ارزند ،چرا که همگی دریافتی 
از جنس متافیزیک بوده و کیفیت و سلامت آن به گیرنده ی آن وابسته است و معتقدم وجود 
نازنین پیامبر اسلام در سیر به مقام دریافت وحی مهم ترین نقش را داشته است و برخلاف 
تصور عامیانه این طور نبوده است که فرشته ای انسان نما با دوبال پرواز کند به زمین 
بیاید و کلام خدا را زمزمه کند.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/images/naghd/3.jpg" alt="علامه اقبال لاهوری" width="250" height="243"></p>
شهید بزرگوار مطهری در کتاب نبوت در دو بخش سخنانی در خصوص وحی نگاشته است که در بخشی 
از آن به نظر اقبال لاهوری به نقل از کتاب وی یعنی&quot;احياء فكر دينی در اسلام&quot; اشاره 
شده: پيغمبری را می‏توان همچون نوعی از خود آگاهی باطنی تعريف كرد كه در آن تجربه اتحادی 
( چون حالت عرفانی يك حالت تجربه شخصی است اسمش را گذاشته تجربه اتحادی ، اتحاد هم 
يعنی اتحاد با خدا ، اتصال با خدا ) تمايل به آن‏ دارد كه از حدود خود لبريز شود و 
در پی يافتن فرصتهايی است كه نيروهای‏ زندگی اجتماعی را از نو توجيه كند يا شكل تازه‏ای 
به آنها بدهد. در شخصيت وی مركز محدود زندگی در عمق نامحدود خود فرو می‏رود ، تنها 
به اين قصد كه بار ديگر با نيروی تازه ظاهر شود و كهنه را براندازد و خط سيرهای جديد 
زندگی را آشكار سازد شكل‏ استعمال كلمه &quot; وحی &quot; در قرآن نشان می‏دهد كه اين كتاب آن 
را خاصيتی از زندگی می‏داند ، و البته اين هست كه خصوصيت و شكل آن بر حسب‏ مراحل مختلف 
تكامل زندگی متفاوت است. گياهی كه به آزادی در مكان رشد می‏كند ، جانوری كه برای سازگار 
شدن با محيط تازه زندگی دارای‏ عضو تازه‏ای می‏شود و انسانی كه از اعماق درونی زندگی 
، روشنی تازه‏ای‏ دريافت می‏كند همه نماينده حالات مختلف وحی هستند كه بنا بر ضرورتهای‏ 
نوعی كه اين ظرف پذيرای وحی يا ببنا بر ضرورتهای نوعی كه به آن تعلق‏ دارد اشكال گوناگون 
دارد &quot; . مطالعه سیره پیامبر گرامی اسلام حاکی از کسب ظرفیت های معنوی یک بشر است برای 
رسیدن به مقامی که از توصیف آن از سوی اندیشمندان در بالا ذکر شد. 1-خطا پذیری در وحی 
سروش در باب خطا پذیری در وحی می گوید :&quot;من فکر نمی‌کنم که پیامبر «به زبان زمان خویش» 
سخن گفته باشد؛ در حالی که خود دانش و معرفت دیگری داشته است. او حقیقاً به آن‌چه می‌گفته، 
باور داشته است. این زبان خود او و دانش خود او بود و فکر نمی‌کنم دانش او از دانش 
مردم هم‌عصرش درباره‌ی زمین، کیهان و ژنتیک انسان‌ها بیش‌تر بوده است. این دانشی را 
که ما امروز در اختیار داریم، نداشته است. و این نکته خدشه‌ای هم به نبوت او وارد نمی‌کند 
چون او پیامبر بود، نه دانشمند یا مورخ.&quot; در سخن بالا سروش به طور غیر مستقیم به خطا 
پذیری در وحی اشاره می کند.که با آن موافق نیستم. می توان گفت : خطاپذیری و عدم تطابق 
دو موضوع جداگانه است. به عنوان مثال اگر در قرآن قانونی از قوانین فیزیک مطرح شود 
و بر حسب ابطال پذیری نظریات علمی ، باطل شود این حاکی از خطا در وحی است اما وقتی 
سخن از قوانینی همچون قصاص می رود و امکان ارائه جایگزین هایی ، منطبق با منشور حقوق 
بشر وجود دارد ، دیگر سخن از &quot;خطا پذیری در وحی&quot; ، ره به خطا بردن است.رشد و تعمق در 
تفسیر و نیز گسترش علم هرمنوتیک و تاویل، خود راهگشای حصول به قرائت عصری از وحی و 
سایر متون دینی می باشد. دکتر سروش نیز خود بارها در نوشته های مختلف به تفسیر المیزان 
و تاویل علامه طباطبایی در خصوص شهاب های آسمانی و اثرشان بر شیطان اشاره نموده اند 
که بنا به نظر علامه: به دلیل عدم تطابق متن این آیه با دانش امروزی بشر ، نیاز به 
نگاه از زاویه ای دیگر به این آیات است.<p>&nbsp;پی نگاشت: بخشی از &quot;غزلواره پایانی 
دیوان نبوت&quot;،سروده ی دکتر سروش:</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;چون توان در تو رسیدن؟ به دویدن؟ 
به پریدن؟</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;نورپایی که چنین با دگران فاصله 
داری</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;نه دل من طرب آلود نگاه و نفس توست</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;از نگاه و نفست حق به طرف آمده، 
آری</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;دولتی! اختر اقبال بلندی که بخندی</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;رحمتی! سینه آبستن ابری که بباری</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;روح عشقی، هنری خمر خرابات طهوری</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;نفحات شب قدری نفس سبز بهاری</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;توسن تجربه، ای فاتح آفاق تجرد</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;در شب واقعه راندی ز مداری به مداری</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;ز سوادی به خیالی، ز خیالی به هلالی
</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">پای پر آبله جبریل و تو چالاک سواری</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;میهمان حرم ستر و عفاف ملکوتی</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;در تماشاگه رازی و تماشاگر یاری</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;تو بر ارکان شریعت نزدی سقف معیشت</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;سیر چشمی تو، رسالت ز تجارت نشماری</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;به خدایی که تو را شاهد سوگند قلم 
کرد</p>
<p style="margin-top: 0; margin-bottom: 0">&nbsp;که حریفان قلم را به فقیهان نسپاری
</p>
]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>حرف های دیکته شده ی یک کارگردان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/2008/03/post_17.shtml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2008://1.51</id>
   
   <published>2008-03-05T01:29:23Z</published>
   <updated>2008-03-05T01:44:04Z</updated>
   
   <summary>مجید مجیدی مسأله این است! مجید مجیدی جایزه می گیرد! جایزه ی فیلم برگزیده! جایزه ی فیلم برگزیده ی انجمن روزنامه نگاران مسلمان! مجید مجیدی سخنرانی می کند! مجید مجیدی تند سخنرانی می کند! مجید مجیدی سروش را &quot;اندیشه‌ورز دنیاطلب&quot;...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="نقد و نظر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://webnegasht.net/">
      <![CDATA[مجید مجیدی مسأله این است!
مجید  مجیدی جایزه می گیرد! جایزه ی فیلم برگزیده! جایزه ی فیلم برگزیده ی انجمن روزنامه نگاران مسلمان!
مجید مجیدی سخنرانی می کند! مجید مجیدی تند <a href="http://mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=649839">سخنرانی</a> می کند! مجید مجیدی سروش را "اندیشه‌ورز دنیاطلب" می خواند.!
مجید مجیدی خارج از دایره ی هنر هفتم و سینما با ادبیاتی کاملا سیاسی و دیکته شده سخن می گوید!
بر دستان مجید مجیدی بوسه می زنند!
مجید مجیدی! مسأله این است!
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/majidi/1.jpg" width="250" height="163"></p>
مجیدی را می شناسم با فیلم هایش : بچه های آسمان ،پدر،بید مجنون ،رنگ خدا و چقدر این فیلم ها جشنواره پسند و سیاه است.پر از مفاهیم انسانی ! تاکید می کنم:پر از مفاهیم انسانی! اما به چه قیمتی؟ .مجیدی مفاهیم انسانی را در قالب زشت ترین لوکیشن ها ی طبیعی به نمایش می گذارد.فقر ،بدبختی ،بی چارگی،کوچه های پر از لجن ،کنسروماهی،موتور گازی،و گاهی هم آب و چشمه و دریا ،  به خوبی سیاه نمایی این کارگردان اخیرا ارزشی را در فیلم هایش نشان می دهد.
مجیدی خوشحال است که فیلم هایش جایزه می برد،و نامزد دریافت اسکار می شود ، فارغ از اینکه این فیلم ها بدترین تصاویر را از کشور ایران در جهان به نمایش می گذارد.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/majidi/4.jpg" width="250" height="188"></p>
فراموش نمی کنم دو سال پیش زمانی که مجیدی به <a href="http://moscow.icro.ir/?m=&c=newsShow&NewsId=235054&t=4&q=">مسکو</a> آمد و اثر سینمایی وی یعنی "پدر" در یکی از سینماهای شهر در معرض نمایش روس ها گذاشته شد.غالب سکانس های فیلم همراه با طعنه ی  روس ها همراه بود که می گفتند : عجب مملکت کثیفی ! ، عجب اکولوژی بدی! ، عجب حجاب های بسته ای! ، عجب زنان زشتی ، عجب جاده های خرابی !.
نکته ی جالب توجه،بوسه های ملوکانه و قربان صدقه های ملیحانه ی دست اندر کاران و مسئولین فرهنگی کشور بود که بدرقه ی راه مجیدی گشته بود.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/majidi/2.jpg" width="250" height="181"></p>
دیروز وقتی متن سخنرانی مجیدی را خواندم نوستالژی تلخ آن شب برایم تکرار شد.خنده دار است که یک کارگردان که سابقه ای در رای و نظر در حوزه ی اندیشه و موضوع خاتمیت ندارد ،این گونه مقلدانه و بدون هیچ سند و دلیلی شخص سروش را به باد توهین می گیرد و به راحتی وی را" اندیشه ورز دنیا طلب" خطاب می کند.فارغ از سخنان اخیر سروش که به شخصه با بخش اعظمی از آن موافق نیستم ، جای تعجب است که مجید مجیدی که در فضای دیگری سیر می کند ،این چنین پا به عرصه سیاست گذاشته و تند و تیز ،تاخت و تاز می کند.

خواندن <a href="http://mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=649839">متن سخنان وی</a> ، به خوبی دیکته ای بودن متن را برای خواننده به نمایش می گذارد.شاید اگر یکی دوبار بیش تر متن را می خواند،حداقل برای حفظ استقلال و عزت شخصی خود ،  از خواندن آن امتناع می ورزید.
]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>جامعه ی ایدئولوژی زده ی ما</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/2008/03/post_16.shtml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2008://1.49</id>
   
   <published>2008-03-02T03:13:15Z</published>
   <updated>2008-03-02T03:16:03Z</updated>
   
   <summary>باید اعتراف کنیم که در جامعه ای ایدئولوژی زده زندگی می کنیم.نوع پوشش،نگرش های سیاسی،ارتباطات فرهنگی،هنر،وصلت ها همه و همه به عنوان شاخص هایی در کشیدن خطوط ایدئولوژیک جامعه ما عرض اندام می کنند. حتما دقت کرده اید که در...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="جامعه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://webnegasht.net/">
      <![CDATA[باید اعتراف کنیم که در جامعه ای ایدئولوژی زده زندگی می کنیم.نوع پوشش،نگرش های سیاسی،ارتباطات فرهنگی،هنر،وصلت ها  همه و همه به عنوان شاخص هایی در کشیدن خطوط ایدئولوژیک جامعه ما عرض اندام می کنند.
حتما  دقت کرده اید که در انتخاب دوست ،گروه ها سیاسی و پایگاه های اجتماعی ،مؤلفه های ایدئولوژیک چقدر موثر اند و داشتن یا نداشتن عقبه ای ایدئولوژیک در کسب قدرت چه نقش فربه ای را بازی می کند.متذکر می شوم که منظور از ایدئولوژی در اینجا بیشتر ایدئولوژی دینی و مجموع قضاوت ها و نگرش های ما نسبت به مسائل دینی است.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/ideo/1.jpg" width="250" height="208"></p>
به شخصه معتقدم اختلافات طبقاتی جامعه ی ما (شاید به کار بردن "قشری" به جای "طبقاتی"مناسبت تر باشد) بیش از آنکه متاثر از وضعیت اقتصادی و یا شاخص های اخلاقی باشد،برخواسته از مؤلفه های ایدئولوژیک است.اگر در مقیاس جهانی به این مهم بنگریم،ضعف ما در تعامل با دنیا نیز بر محور همین ایدئولوژی می چرخد.
منظور از این نگاشت زیر سوال بردن ایدئولوژی نیست،هدف رسیدن به مدلی از ایدئولوژی است که عاملی برای هموار تر شدن تعامل اقشار جامعه و در نهایت کشور ما باسایر کشور ها باشد.
معتقدم که اولین گام در این راه، قائل شدن حقوق انسانی و نگاهی فارغ از برچسب های دینی ،برای تمامی مردم: ایرانی،غیر ایرانی،مسلمان و غیر مسلمان است،نگاهی انسان مدارانه و از جایگاهی انسانی و دنیوی.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/ideo/2.jpg" width="250" height="281"></p>
شاید بهترین توجیه دینی برای این نتیجه گیری فرمایش امیرمؤمنان به مالک اشتر است:
"مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی، زیرا مردم دو دسته‎اند، دسته‎ای برادر دینی تو، و دسته دیگر همانند تو در آفرینش می‎باشند، اگر گناهی از آنان سر می‎زند، یا علت‎هایی بر آنان عارض می‎شود، یا خواسته و ناخواسته، اشتباهی مرتکب می‎گردند، آنان را ببخشای و بر آنان آسان گیر، آنگونه که دوست داری خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد."
]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>22 بهمن،شهید مطهری و آزادی بیان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/2008/02/22.shtml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2008://1.45</id>
   
   <published>2008-02-10T23:24:10Z</published>
   <updated>2008-02-10T23:38:03Z</updated>
   
   <summary>امروز بیست و دوم بهمن ماه 1386 است.29 مین سالگرد ظهور استبداد گریزی مردمی که در حال حاضر پدران ،مادران ،اساتید و اکابر جامعه ی ما را تشکیل می دهند.29 مین سالگرد از هم نوایی مردم آن زمان در نارضایتی...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="سیاست نامه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://webnegasht.net/">
      <![CDATA[امروز بیست و دوم بهمن ماه 1386 است.29 مین سالگرد  ظهور استبداد گریزی مردمی که در حال حاضر پدران ،مادران ،اساتید و اکابر جامعه ی ما را تشکیل می دهند.29 مین سالگرد از هم نوایی مردم آن زمان در نارضایتی از وضع موجود،خواه با شعور،خواه با شور و خواه با هر دوی آن.29 مین سالگرد از واقعه ای که آن را مقدس می نامند.خارج از پهنه ی تجلیل، نیکو است که تن به دریای تحلیل این واقعه زنیم ،حتی به لحظه ای و نوشته ای و نقل قولی.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/22/1.jpg" width="250" height="162"></p>
مناسب دیدم بخشی از سخنان شهید مطهری را از کتاب "پیرامون انقلاب اسلامی" ایشان در این وب نگاشت نقل کنم:

"از آنجا كه ماهيت اين انقلاب ماهيتی عدالتخواهانه بوده است ، وظيفه‏ حتمی همگی ما اين است كه به آزادي ها بمعنای واقعی كلمه احترام بگذاريم ، زيرا اگر بنا بشود حكومت جمهوری اسلامی ، زمينه اختناق را بوجود بياورد ، قطعا شكست خواهد خورد البته آزادی غير از هرج و مرج است و منظور ما ، آزادی بمعنای معقول آن است .
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/22/2.jpg" width="250" height="179"></p>
هر كس مي بايد فكر و بيان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنين صورتی است‏ كه انقلاب اسلامی ما ، راه صحيح پيروزی را ادامه خواهد داد اتفاقا تجربه‏ های گذشته نشان داده است كه هر وقت جامعه از يك نوع آزادی فكری - ولو از روی سوء نيت - برخوردار بوده است اين امر بضرر اسلام تمام نشده ، بلكه در نهايت بسود اسلام بوده است اگر در جامعه ما ، محيط آزاد برخورد آراء و عقايد به وجود بيايد بطوری كه صاحبان افكار مختلف بتوانند حرفهايشان را مطرح كنند و ما هم در مقابل ، آرا و نظريات خودمان را مطرح‏ كنيم ، تنها در چنين زمينه سالمی خواهد بود كه اسلام هر چه بيشتر رشد مي كند.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/22/3.jpg" width="250" height="163"></p>
 اينجا بی مناسبت نيست كه خاطره ای برايتان تعريف كنم چند سال‏ پيش در دانشكده الهيات ، يكی از استادها كه ماترياليست بود ، بطور مرتب سر كلاسها ، تبليغات ماترياليستی و ضد اسلامی ميكرد دانشجويان به‏ اين عمل اعتراض كردند و كم كم نوعی تشنج در دانشكده ايجاد شد من نامه ای‏ بطور رسمی به دانشكده نوشتم كه عين اين نامه را در حال حاضر در اختيار دارم و توضيح دادم كه بعقيده من لازم است در همين جا كه دانشكده الهيات‏ است ، يك كرسی ماترياليسم ديالكتيك تاسيس بشود."
پی نگاشت:
1- یادم باشد دستاوردها را فراموش نکنم!
2- شاخص انقلاب افراد آن نیستند!
3-22 بهمن مبارک باد.]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>چه باید کرد؟- درک تفاوت های سیاسی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/2008/02/post_15.shtml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2008://1.44</id>
   
   <published>2008-02-02T08:20:23Z</published>
   <updated>2008-02-02T09:29:27Z</updated>
   
   <summary>در قبال این رد صلاحیت ها چه باید کرد؟.سوالی که ذهن اهالی وبلاگستان را به خود مشغول ساخته است.امید عزیز در ذیل پاسخ به این سوال مرا نیز به پاسخ گویی دعوت نموده است. سعی دارم به این موضوع از...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="سیاست نامه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://webnegasht.net/">
      <![CDATA[در قبال این رد صلاحیت ها چه باید کرد؟.سوالی که ذهن اهالی وبلاگستان را به خود مشغول ساخته است.امید عزیز در ذیل پاسخ به این سوال مرا نیز به پاسخ گویی دعوت نموده است.
سعی دارم به این موضوع از منظر شعور سیاسی مردم نگاه کنم.مردمی که با مشارکت در یکی از مهمترین ارکان دموکراسی یعنی انتخابات حس دموکراسی خواهی خود را به عرصه ظهور می گذارند.خدشه دار کردن این رکن بدون شک ضررهای سنگینی را متحمل دولت و ملت خواهد نمود.
در پروسه ی "از ثبت نام تا انتخاب" ،شورای نگهبان نقشی کلیدی بازی می کند و به عنوان یک فیلتر، ناصافی های سیاسی را به سلیقه ی خود پالایش می کند.به شخصه معتقدم این پالایش بیش از آنکه بر  اساس مبانی تدوین شده ای صورت گیرد ،متاثر  از نظرات و سلایق شخصی حاکم  براین شورا می باشد.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/elect.jpg" width="250" height="192"></p>
کمی توجه می کنیم ،می بینیم و سوال می کنیم!
چگونه می شود که یک نماینده در یک دوره از مجلس تایید صلاحیت شده و از سوی مردم انتخاب شود و در دوره ی بعدی رد صلاحیت شود؟
یا مردم اشتباه نموده اند ،یا شورای نگهبان و یا نماینده.بهتر است بگوییم یا مردم اشتباه نموده اند و یا شورای نگهبان ،چون رد صلاحیت و یا تایید یک نماینده و قدم نهادن در این دایره در نهابت با عبور از صافی شورای نگهبان میسر است.فلذا آنچه که از این رد صلاحیت ها برداشت می شود یکی از این دو گزینه است:
1- مردم شعور سیاسی کافی را ندارند
2- شورای نگهبان سلیقه ای عمل می کند.
به شخصه نظر به گزینه ی دوم دارم.چندی پیش جنتی دبیر شورای نگهبان به راحتی با نظر شخصی خود اصل 37 ام قانون اساسی رو زیر سوال برد و آن را فاقد مبنای حقوقی خواند .
اصل 37 قانون اساسی میگوید: "اصل، برائت است و هیچکس از نظر قانونی مجرم شناخته نمیشود، مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد."
اما جنتی در اظهارات خود گفت: بحث "اصل بر برائت افراد است؛ مگر اين كه خلافش ثابت شود" پشتوانه حقوقي صحيحي ندارد.
سخنان دبیر شورایی که وظیفه حفظ قانون اساسی را دارد خود یکی از مهمترین اصول این قانون را زیر سوال می برد.
اما چه باید کرد؟
معتقدم باید گفت چه باید بکنند.توازن و بالانس قدرت در بین جناح ها و سلایق سیاسی متفاوت و درک تفاوت ها سیاسی اگر به عنوان رویکرد حاکمیت قرار گیرد حلال  بسیاری از مشکلات خواهد بود.حاکمیت و دولت یک دست بیشتر شبیه به یک رویای سیاسی می ماند چرا که نگاه به سیر تحولات سیاسی حاکی از این است که تمرکز قدرت فساد آور و تفرقه انگیز است و تعامل نه چندان مناسب دولت نهم و مجلس هفتم که به ظاهر یکدست خوانده می شد گویای این مهم است.
]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>گفتگو با رادیو برون مرزی &quot;صدای آشنا&quot;</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/2008/01/post_14.shtml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2008://1.41</id>
   
   <published>2008-01-01T22:01:06Z</published>
   <updated>2008-01-01T22:14:36Z</updated>
   
   <summary> ساعت 6:15 صبح به وقت مسکو،تاریکی وسرمای هوا،رادیو صدای آشنا. -از روسیه -سه خبر -سن پترزبورگ -هدیه جان مریم -خنده گاف های وارده را به بزرگواری ببخشید. لازم می دانم از دوست هنرمند و بزگوارم مجید عزیزی به خاطر...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="مصاحبه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://webnegasht.net/">
      <![CDATA[<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/radio.jpg" width="250" height="109"></p>
ساعت 6:15 صبح به وقت مسکو،تاریکی وسرمای هوا،رادیو صدای آشنا. 

-از روسیه 
-سه خبر 
-سن پترزبورگ 
-هدیه جان مریم 
-خنده 

گاف های وارده را به بزرگواری ببخشید. 
لازم می دانم از دوست هنرمند و بزگوارم <a href="http://www.raavy.com/">مجید عزیزی</a> به خاطر ارسال فایل گفتگو تشکر کنم. 
برای دریافت فایل <a href="http://www.webnegasht.net/Audio_0002.wma">اینجا</a> را کلیک نمایید.
]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>به شورای مجعول شیوخ عرب رسمیت ندهیم.</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/2007/12/post_13.shtml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2007://1.37</id>
   
   <published>2007-12-03T22:57:07Z</published>
   <updated>2007-12-07T01:35:25Z</updated>
   
   <summary>&quot;مجلس التعاون الدول الخلیج العربیه&quot;:نام مجعول این شورا غالبا در رسانه های داخلی، زیر تیغ استحاله و سانسور رفته و با عنوان &quot;شورای همکاری دولت های خلیج فارس&quot; ,و یا &quot;شورای همکاری دولت های خلیج&quot; درج می شود. در هر...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="نقد و نظر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://webnegasht.net/">
      <![CDATA["مجلس التعاون الدول الخلیج العربیه":نام مجعول  این شورا غالبا در رسانه های داخلی، زیر تیغ استحاله و سانسور رفته و با عنوان "شورای  همکاری دولت های خلیج فارس" ,و یا "شورای همکاری دولت های خلیج" درج  می شود.
در هر صورت ،بنا به نقشه رسمی منتشره از سوی سازمان ملل به کار بردن نام این خلیج ،فقط به صورت "خلیج فارس" صحیح می باشد و عباراتی همچون خلیج و خلیج عربی مجعول بوده و برا خلاف نقشه  مذکور است همچنين پس از تصويب در جلسه‌ي 715 شوراي اجتماعي – اقتصادي ملل متحد، گروه متخصصان نامگذاريهاي بين‌المللي در آوريل 1959 شروع به كار كرد و بر نامگذاري رسمي خليج فارس به عنوان تنها نام اين خليج تاكيد نمود.
گفتنی است در هشتمين كنفرانس سازمان ملل در مورد استانداردسازي نامهاي بين‌المللي كه 27 آگوست 2002 در برلين برگزار شد، به طور رسمي نامگذاري خليج فارس به عنوان خليج عربي، مردود و غيرقانوني عنوان شد.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/ejlas/2.jpg" width="250" height="282"></p>
سران این شورا، شیوخ عرب کشورهای حاشیه خلیج فارس می باشند. این شورا در سال 1981 با عضویت کشورهای عرب حاشیه جنوب خلیج فارس تشکیل شد.عربستان سعودی، عمان، بحرین، کویت، امارات متحده عربی، قطر اعضای این شورا هستند.
جای سوال است که چرا ریاست محترم جمهور در اجلاسی شرکت می کنند که در آرم آن، نام مجعول "خلیج"  درج شده است.آیا این حضور رسمیت دادن به همچین عنوانی نمی باشد؟
<a href="http://mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=597961">12 پیشنهاد</a> از سوی رییس جمهور ایران در این اجلاس مطرح شد و جای شکر آن باقی است که در متن پیشنهادات نام خلیج فارس به وضوح آمده است،اما بعید به نظر می رسد که پیشنهادات ارائه شده ، به  مرحله اجرا برسد.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/ejlas/3.jpg" width="250" height="163"></p>
شورایی که شیوخ آن در بیانیه های  خود جزایر سه گانه ایران را متعلق به خود پنداشته و خلیج فارس را خلیج عربی می نامند! 
در اکثر بیانیه های شورا، اختلاف ارضی امارات متحده عربی و ایران در مورد مالکیت و استفاده از سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی به شکل حمایت از ادعای ارضی امارات مطرح می شده است.
اگر سطح همکاری های کشور خلیج فارس با آمریکا را د مقایسه با ایران بسنجیم بدون شک بدمنشی این کشورها در تعاملات با ایران مشخص خواهد شد.
پیش بینی این موضوع بسیار راحت است که در صورت تدارک سوءقصد نظامی آمریکا به ایران، شیوخ کشورهای حاشیه خلیج فارس به حضور نظامی آمریکا در این منطقه و استفاده از اراضی و پایگاه های نظامی این کشورها چراغ سبز نشان خواهند داد.شیوخی که در دهه هشتاد میلادی، پیروزی سردار قادسیه را در رسانه های خود تبریک می گفتند.
شیوخ این کشور ها اگر واقعا قصد همکاری با ایران را دارند،بیایند و اوپک کشورهای اسلامی را تشکیل دهند.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/ejlas/1.jpg" width="250" height="135"></p>
نکته جالب توجه تیتر بزرگ صفحه اول امروز روزنامه کیهان با عنوان" <a href="http://www.kayhannews.ir/860913/3.htm#other301">اجلاس دوحه ، دهن كجي به آناپوليس</a>" می باشد.
آیا این دهن کجی جز به قیمت رسمیت دادن به عنوان مجعول "خلبج العربیه" و شادمانی شیوخی که در محراب  کج و ماوج  آمریکا تکبیر آمریکایی سر می دهند تمام نخواهد شد؟
 معتقدم حفظ تعادل همه جا و حتی در دیپلماسی هم بسیار کارآمد و موثر خواهد بود.بدون شک، تعادل دیپلماتیک موجب واگرایی مفرط در تعامل با غرب و همگرایی مفرط در ایجاد ارتباط با کشورهای عربی و آمریکای لاتین نخواهد شد.
تعادل دیپلماتیک با محوریت منافع ملی  مسبب تنظیم سطح تعاملات یک دولت با سایر دولت ها خواهد شد.
پی نگاشت:
از نوشته هایی که به بیانیه شبیه می شود خوشم نمی آید.در هر صورت ببخشید بگذارید از باب خستگی شب  
یا حق

پس نگاشت پس از گذشت کمتر از یک روز:
بحمدالله بد نیتی شیوخ عرب در بیانیه ای که امروز صادر کردند معلوم شد و در آن مجددا بر تملک کشور امارات بر جزایر سه گانه ایران تاکید کردند.!]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>ویکی پدیا و گاف کیهان!</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/2007/11/post_12.shtml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2007://1.33</id>
   
   <published>2007-11-23T22:19:47Z</published>
   <updated>2007-11-25T03:49:37Z</updated>
   
   <summary>اگراهل جستجو و گشت و گذاردر موتور های جستجوگر اینترنت باشید، بدون شک با دانشنامه ی (دایرةالعارف) اینترنتی ویکی پدیا (Wikipedia) برخورد کرده اید. ویکی پدیا دارای مطالب زیاد و در عین حال آزاد و قابل ویرایش به چند زبان...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="نقد و نظر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://webnegasht.net/">
      <![CDATA[اگراهل جستجو و گشت و گذاردر موتور های جستجوگر اینترنت باشید، بدون شک با دانشنامه ی (دایرةالعارف) اینترنتی ویکی پدیا <a href="http://fa.wikipedia.org/">(Wikipedia) </a>برخورد کرده اید. ویکی پدیا دارای مطالب  زیاد و در عین حال آزاد و قابل ویرایش به چند زبان زنده دنیا از جمله فارسی است. مطالب این دانشنامه امروز در صدر جستجوی موتور های جستجوگر قرار دارد.از نام افراد گرفته تا معادلات فیزیک و شیمی را می توان به چندین زبان در این دانشنامه جستجو کرد و حتی می توان به ویرایش آنها پرداخت و این باعث می شود که ویکی پدیا به صورت خودکار، دانشنامه ای به روز باشد.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/wikikayhan/1.jpg" width="250" height="167"></p>
گذشته از بحث دانشنامه ویکی پدیا قصد من از نوشتن این مطلب چیز دیگری است. <a href="http://www.kayhannews.ir">کیهان</a> را بدون شک می شناسید! روزنامه ای که به قول روزنامه نگاران حرف وحدیث پیرامون آن بسیار است و آنقدر همه گان گفته اند که دیگر نیازی نمی بینم نقدی بنویسم و صریحا می روم به سراغ تشریح گاف تابلوی این روزنامه و ارائه مستندات آن:
چندی پیش در صفحه نسل سوم کیهان سه شنبه 29 آبان 1386 مطلب تندی با عنوان " <a href="http://www.kayhannews.ir/860829/10.htm#other1003">گدايي پست مدرن ويكي پديا</a>" خواندم  که در آن، به طرز بی ادبانه و غیرمنطقی مطالب این دانشنامه فاقد اعتبار اعلام شده بود:

<em>"دائره المعارف ضايع ويكي پديا رو كه مي شناسين؟ نمي شناسين؟ مي شناسين مارو گذاشتين سركار؟ غريب كم جاگير آوردين؟ اين 
دائره المعارف ويكي چي چيا سرورهاش كه قرضيه، اطلاعاتش هم كه امنيت و اعتبار نداره، تازه هر كي هر كي هم هست..."</em>

جالب است که در سطر اول از "<a href="http://www.kayhannews.ir/860903/2.htm#other200">یادداشت روز</a>" امروز این روزنامه به قلم سردبیر آن یعنی جناب شریعمتداری به همان "دائره المعارف ضايع ويكي پديا" استناد شده بود (البته با املای انگلیسی غلط که چندان هم دور از انتظار نیست):

<em>"اين آقا، «ولي نصر» به نوشته سايت اطلاعاتي WIKPEDIA مشاور جرج بوش، رئيس جمهور آمريكا در امور مربوط به اسلام و مسلمانان و مخصوصاً شيعيان است. او فرزند سيدحسين نصر مشاور فرح پهلوي است كه با حمايت پدرش به كاخ سفيد راه يافته است."</em>
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/wikikayhan/2.jpg" width="203" height="99"></p>
فکر می کنم از مطالب فوق چهار نتیجه حاصل می شود:
1-	نسل سومی های کیهان تندتر از سردبیر کیهان حرکت می کنند
2-	در نگارش مطالب نسل سوم با سردبیر آن هماهنگی صورت نگرفته است
3-	سردبیر کیهان روشنفکر شده است البته از نوع دینی و ترجیحا حزب اللهی
4-	لابی صهیونیسم و عوامل نفوذی دوم خرداد در این نا هماهنگی دست داشته اند.
به نظر شما گزینه ی صحیح کدام است؟
]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>طراحی مد و حجاب اسلامی در روسیه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/2007/10/post_10.shtml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2007://1.25</id>
   
   <published>2007-10-26T23:57:16Z</published>
   <updated>2008-05-18T19:16:13Z</updated>
   
   <summary>شاید جالب به نظر بیاید که این هفته در شهر مسکو اولین سالن ثابت طراحی و مد اسلامی آغاز به کار می کند.هرچند باید متذکر شوم که پیشینه ی اینگونه فعالیت ها در دیگر شهر های روسیه مختص به امروز...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="از روسیه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://webnegasht.net/">
      <![CDATA[شاید جالب به نظر بیاید که این هفته در شهر مسکو اولین سالن ثابت طراحی و مد اسلامی آغاز به کار می کند.هرچند باید متذکر شوم که پیشینه ی اینگونه فعالیت ها در دیگر شهر های روسیه  مختص به امروز نیست،فعالیت هایی که در کشور اسلامی خودمان کمتر از یکی دو سال است که اجرا می شود،آن هم به صورت دولتی ، بسیار بی نظم و بی برنامه.
 در روسیه خبری از دخالت وزارت کشور و نیروهای انتظامی در مقوله ی حجاب نسبت و زنان روسیه خودجوش دست به طراحی حجاب و تشکیل سالن ها و فروشگاه های مد اسلامی زده اند.
 خانم ونرا آبوشوا فارغ التحصیل دانشکده تاریخ هنر و لباس تحت آکادمی بازرگانی و مدیریت مسکو، هم اکنون به عنوان مدیر و طراح شرکت تازه تاسیس "زهره" در روسیه فعالیت می کند.تشکیل نمایشگاه های مد ،لباس های ورزشی اسلامی  در  مسکو و سایر شهر های روسیه از دیگر فعالیت های ونرا می باشد.بخش هایی از مصاحبه ی او با سایت <a href="http://islam.ru">islam.ru</a>  را ترجمه کرده ام که شاید مورد توجه قرار بگیرد.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/mt-static/photo/islam_mode_russia/1.jpg" width="217" height="300"></p>
ونرا  فعالیتش را پس از پیشنهاد یکی از مساجد مسکو برای طراحی 5 تا 6 لباس در هفته آغاز کرد، و امروزه با میلیون ها سفارش برای طراحی مد و حجاب از سفارش دهندگان مسلمان و غیر مسلمان مواجه شده است.ورنا می گوید: در کشور روسیه که غالب مردم آن غیر مسلمان هستند ،پوشش زنان مسلمان باید به زیباترین شکل باشد.
باتوجه به سلایق مختلف زنان مسلمان در نقاط مختلف روسیه ، ورنا معقتد است که شکل پوشیدن روسری به عنوان وجه مشترک  ،و سمبل و استایل ثابت حجاب زنان در روسیه است.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/mt-static/photo/islam_mode_russia/2.jpg" width="300" height="217"></p>
ورنا معتقد است که رنگ مشکی در طراحی حجاب بیش از آنکه از جلب توجه خودداری کند،بیشتر باعث جلب توجه می شود.
از نظر ورنا حجاب در روسیه باید شکل منحصر به فرد خود را داشته باشد و یک حجاب خوب حجابی است :زیبا،راحت و در دسترس.

پی نگاشت:
1-	تابستان امسال به همراه <a href="http://gijgah.blogfa.com">خواهرم</a> به نمایشگاه حجاب "زنان سرزمین من" رفته بودیم.بیشتر شبیه به یک بازار روز آشفته بود،از قرآن جیبی گرفته تا نسکافه و سنگ زینتی و گبه فروخته می شد.تنها بخش جالب این نمایشگاه از نگاه من غرفه مشاغل بود.آمدم تا از مدل ها عکس بگیرم، اما رییس غرفه که خانمی بسیار بداخلاق بود نگذاشت.وگفت از مدل های ما کپی برداری نکنید.خلاصه با گرفتن موافقت مسولین نمایشگاه ،اجازه ی عکاسی داده شد. ... جهت خالی نبود عریضه دو عکس از مدل ها را منتشر می کنم.شاید کسی بخواهد ایده بگیرد،ایده ای برای جشن عروسی،مهمانی یا نامزدی...انتخاب با خودتان:
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/mt-static/photo/islam_mode_russia/3.jpg" width="300" height="225"></p>
2-معتقدم تا وقتی حجاب: اجباری ،دولتی و نظامی باشد ،مقوله ی عفاف و حجاب، آشفته تر از این ها خواهد شد

بازتاب این مطلب در سایر رسانه ها:
<a href="http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/?Id=77626">گشايش سالن مد اسلامي در روسيه -شبکه خبری برنا</a>
<a href="http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=219575&t=soc">مد اسلامي به روسيه هم رسيد- روزنامه جام جم</a>
<a href="http://www.dukht.com/news.asp?id=217">رنگ مشکي بيشتر جلب توجه مي کند-سایت دوخت </a>
<a href="http://fararu.com/vdcd.s0s2yt0ssa26y.html">طراحی مد و حجاب اسلامی در روسیه-پایگاه خبری تحلیلی فرارو</a>
<a href="http://www.topiranian.com/maghala/archives/2007/10/post_99.html">انجمن دوستداران ایران</a>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>طعم شيرين غرور ملي در ديار سردسير لنين - مصاحبه با شبکه خبری برنا</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/2007/10/post_9.shtml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2007://1.23</id>
   
   <published>2007-10-17T22:20:56Z</published>
   <updated>2008-05-18T19:13:51Z</updated>
   
   <summary>ردپاي چپ و کمونيست هنوز هم در روسيه ديده مي شود؟ يا در زباله دان تاريخ بايد دنبالش بگرديم؟ زيرساخت هاي کمونيسم هنوز در جامعه روسيه وجود دارد و با اعمال اصلاح و تغييرات هنوز در حال اجراست. از نگاه...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="مصاحبه ها" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://webnegasht.net/">
      <![CDATA[ردپاي چپ و کمونيست هنوز هم در روسيه ديده مي شود؟ يا در زباله دان تاريخ بايد دنبالش بگرديم؟

زيرساخت هاي کمونيسم هنوز در جامعه روسيه وجود دارد و با اعمال اصلاح و تغييرات هنوز در حال اجراست. از نگاه مردم روسيه، کمونيسم به عنوان دوره اي از حاکميت سياسي و ايدئولوژيک ديده مي شود که عمرش به سر رسيده، مردم روسيه بيش از آنکه دوران کمونيسم را تقبيح کنند، به تشريح و تحليل و مقايسه آن با روسيه امروز مي پردازند. جالب است بدانيد بزرگترين سازه شهر مسکو يعني متروي آن به نام لنين است و حتي اسم خيابان هاي کمونيستي و علايم داس و چکش هنوز هم بر سر در دانشگاه ها، خيابان ها و جاهاي ديگر ديده مي شود. بزرگترين مجسمه لنين هنوز در ميدان کالوژسکاياي شهر مسکو قابل رويت است...به هر حال مظاهر هنوز هم وجود دارد ولي خواست و اراده مردم چيزي ديگري است.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/borna/moscow_night.jpg" width="300" height="225"></p>
با سردي و گراني مسکو چه مي کنيد؟ درست است که سرد ترين و گران ترين شهر دنياست؟

الان که دارم به اين سوالات پاسخ مي دهم از پنجره اتاق برف بيرون قابل مشاهده است و تا دو ماه ديگر نيز دماي هوا به منفي20 درجه خواهد رسيد. سرماي مسکو خيلي تکان دهنده است... البته گراني مسکو هم مانند سرماي آن وحشتناک است. امسال نيز مسکو براي بار دوم گران ترين شهر دنيا شد و اين براي دانشجويان بسيار سخت است، چه برسد به يک دانشجوي مهاجر...

ادامه ی مصاحبه در<a href="http://www.bornanews.ir/Nsite/FullStory/?Id=72603"> اینجا </a>است...

با تشکر از خانم علیزاده نویسنده وبلاگ وزین <a href="http://mashgh.blogfa.com/">مشق شب </a>برای انجام این مصاحبه.
]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>حکایت یک شب زیبا و سخت</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/2007/10/post_8.shtml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2007://1.20</id>
   
   <published>2007-10-08T23:57:32Z</published>
   <updated>2008-05-18T19:15:15Z</updated>
   
   <summary>یکشنبه شب یکی از زیباترین و در عین حال سخت ترین شب های زندگی من بود.همیشه اینطور بوده است؛ زیبایی ها در کنار سختی ها قد علم می کنند و سر به زمین می گذارند و خاطره می شوند و...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="حدیث نفس" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://webnegasht.net/">
      <![CDATA[یکشنبه شب یکی از زیباترین و در عین حال سخت ترین شب های زندگی من بود.همیشه اینطور بوده است؛ زیبایی ها در کنار سختی ها قد علم می کنند و سر به زمین می گذارند و خاطره می شوند و بر ذهن و دل می مانند.شاید درک این موضوع برای کسانی که در خارج از ایران طعم دوری از وطن را چشیده باشند راحت تر باشد که با احتزاز نام ایران چه  عزت و غروری در دل متبلور می شود.
<p align="center" style="line-height: 150%; margin-top: 0; margin-bottom: 0">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/mosabeghe/mos1.jpg" width="300" height="153"></p>
پس از فروپاشی شوروی و پایان نظام کمونیستی  فرصت ظهور تعلقات دینی و مذهبی در کشور روسیه فراهم آمد.مساجد فعال شدند، ارگان ها و نهاد های دینی در این کشور شکل گرفتند وفعالیت های قرآنی به عنوان صورتی از این آزادی مذهبی همپای سایر فعالیت های دینی-اسلامی نمایان شد.
همه ساله به همت شورای مفتیان روسیه مسابقات قرآن در سطح کشور روسیه برگزار می شود.رمضان امسال هشتمین دوره از این مسابقات برای اولین بار به صورت بین المللی و با حضور قاریان و حافظان قرآن از کشورهای: ایران،ترکیه،ازبکستان،قرقیزستان،روسیه و جمهوری های خود مختارروسیهو با مشارکت وزارت اوقاف کویت و رایزنی فرهنگی ایران در دوشب متوالی برگزار شد.
 52 قاری و حافظ در این مسابقات و در دو مرحله به رقابت پرداخنتد.برای من توفیق بود که به عنوان تنها شرکت کننده از کشور عزیزم ایران در این مسابقات حضور پیدا کنم.
حضور قاری ممتاز کشور ایران استاد سید حسین موسوی به عنوان یکی از داوران مسابقه از نکات قابل توجه در این برنامه بود.بحمد الله پس از شرکت در مرحله اول این مسابقات، به عنوان یکی از 7 فینالیست به مرحله دوم راه پیدا کردم و به تلاوت پرداختم.
لحظه ی اعلام نتایج یکی از پر هیجان ترین لحظات در تمامی مسابقات است تلفیق یک هیجان مسابقه ای و فضای معنوی مسجد جامع مسکو حس خاصی است که با زبان قلم و نوشتار به سختی قابل توصیف است.ابتدا نفرات برگزیده مسابقه حفظ از سوم تا اول معرفی شدند و با اعلام نفر اول حفظ از کشور قرقیزستان تمام مستمعین مسجد در حضور رسانه ها و میهمانان، ندای الله اکبر سردادند.نوبت به اعلام نتایج مسابقه قرائت رسید.هیجان و باز هم طعم شیرین هیجان.نفر سوم از قازان روسیه،نفر دوم و رقیب من در مسابقه از کشور ترکیه و اسم من را به عنوان نفر اول مسابقات قرائت اعلام کردند و نام زیبای جمهوری اسلامی ایران با نوای تکبیر الله اکبر حضار و اشک شوق زیباترین و شیرین ترین لحظات زندگی من بود. اما این شیرینی همنشین تلخی سختی شد. علی رغم حضور سفرا و مقامات کشورهای اسلامی عربستان، کویت ،عمان و کشورهای آسیای میانه ،سفیر ایران و حتی یک مقام مسؤل از ایران در اختتامیه این مراسم حضور نداشت.چقدر برایم سخت بود که جایزه ویژه را باید از سفیر کشور عمان دریافت کنم و مورد تشویق سفرای کشورهای عربی قرار بگیرم و برایم سوال بود که بر اساس کدام حکمت و عزت و مصلحت، سفیر جمهوری اسلامی ایران در این مراسم حضور ندارد.
<p align="center" style="line-height: 150%; margin-top: 0; margin-bottom: 0">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/mosabeghe/mos2.jpg" width="300" height="108"></p>
بگذریم.حرف و درد زیاد است.
هرچند که ایران و ایرانی، با ریشه و فرهنگ وبهترین پذیرای ادیان آسمانی بوده است و با کوتاهی ها و فرصت سوزی های اینچنینی زیر سوال نمی رود، اما به شخصه نسبت به هر آنچه  و هر آنکس که منافع ملی و عزت کشورم را زیر سوال ببرد قلم انتقاد می رانم و بدون شک خودم و دوستانم از این قاعده مستثنی نخواهیم بود. 

خار ار چه جان بکاهد، گل عذر آن بخواهد
سهل است تلخی می در جنب ذوق مستی
حافظ

پی نگاشت:
<a href="http://www.iqna.ir/fa/news_detail.php?ProdID=175279">قاری ايرانی، جايزه اول رشته‌ قرائت مسابقات قرآن كريم روسيه را دريافت كرد </a>

<a href="http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8607160564">يك ايراني مقام اول هشتمين دوره مسابقات قرآن روسيه را به دست آورد -خبرگزاری فارس</a>

<a href="http://www.iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=140144">خبر در ایسکانیوز</a>

<a href="http://www.irinn.ir/Default.aspx?TabId=15&nid=57275">موفقیت قاری ایرانی در مسابقات قرآن روسیه -شبکه خبر</a>

<a href="http://www2.irna.ir/fa/news/view/line-5/8607168547160456.htm">قاري ايراني، نفر اول مسابقات بين‌المللي قرائت قرآن در روسيه شد-ایرنا</a>

<a href="http://www.presstv.ir/Detail.aspx?id=26078&sectionid=3510301">فیلم مصاحبه با شبکه پرس تی وی</a>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>طالقانی-زندانی دیروز،قربانی امروز</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://webnegasht.net/2007/09/post_1.shtml" />
   <id>tag:webnegasht.net,2007://1.3</id>
   
   <published>2007-09-12T13:18:21Z</published>
   <updated>2008-05-18T19:21:51Z</updated>
   
   <summary>طالقانی-زندانی دیروز،قربانی امروزمعتقدم آنقدر که باید و شاید در رسانه ها و علی الخصوص رسانه ملی اشاره ای درست به مرحوم طالقانی نمی شود. بیش از آنکه از اسم طالقانی گفته می شود ، از اندیشه های طالقانی نمی گویند...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="نقد و نظر" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://webnegasht.net/">
      <![CDATA[طالقانی-زندانی دیروز،قربانی امروزمعتقدم آنقدر که باید و شاید در رسانه ها و علی الخصوص رسانه ملی اشاره ای درست به مرحوم طالقانی نمی شود. بیش از آنکه از اسم طالقانی گفته می شود ، از اندیشه های طالقانی نمی گویند و اگر هم حرکتی در ترویج و معرفی چنین شخصیت های صورت گیرد فقط در ایام مناسیت تولد یا رحلت ایشان انجام می پذیرد. جفاهای اینچنینی در حق بسیاری از شخصیت های تاثیرگذار دوران انقلاب از جمله شهید بزرگوارمطهری و معلم شهید دکر شریعتی به امری عادی و روزمره در رسانه های غیر دولتی تبدیل شده است.شریعتی بعد از انقلاب وتا چندی پیش توسط ارباب معرفت فقهی تکفیر می شد .اگر امروز صدای شریعتی را از تریبون روحانیت می شنویم غالبا استفاده ای ابزاری برای کوبیدن اندیشه های روشنفکری دینی امثالی چون دکتر سروش است و اگر صدای مطهری را می شنویم بعضا صحبت های او در خصوص مبانی اخلاقی می باشد نه سیاسی ،ناگفته نماند که کتب اقتصادی شهید مطهری به دلیل نوع اقتصاد چپ ایشان در دوران ریاست جمهوری هاشمی چاپ نمی شد.یا به عنوان مثال هیچ وقت صدا و سیمای کنونی حاضر به پخش مصاحبه های ایشان در زمان رفراندوم پیرامون جمهوری اسلامی نخواهد شد.
<p align="center">
<img src="http://www.webnegasht.net/images/taleghani/3shahid.jpg" border="0"></p>
باید اذعان داشت که طالقانی بیش از مطهری و شریعتی مشمول جفاهای اینچنینی شد.اگر به کتب درسی مدارس بنگریم ،نام طالقانی بسیار کمرنگ به چشم می خورد و نسل ما طالقانی را تنها در کنار اولین نمازجمعه که امام آن بود می شناسند.نه از فعالیت های او در زندان می دانند ، نه تفسیر قرآن او را می خوانند ، نه نظریات سیاسی او را می شناسند و موارد اینچنینی.
حاکمیت نیز بسیاری از نظریات ایشان را بر نمی تابد.بد نیست نگاهی به نظر طالقانی در خصوص مساله اجبار حجاب داشته باشیم. آيت‌الله طالقانی طي گفت‌وگويی ضمن تاكيد بر «وجوب» حجاب تاكيد كرد كه اين امر «واجب»، اجباری نيست. ايشان گفته بود: «اسلام، قرآن و مراجع دينی می‌‌خواهند زن‌های ما شخصيتشان حفظ شود. اصل مساله اين است. هيچ اجباری هم در كار نيست.» آيت‌الله طالقاني سپس با مرور مبارزات زنان در انقلاب گفت: «كسي در اين راهپيمايی‌‌ها، خانم‌ها، خواهران ما و دختران ما را مجبور نكرد كه اين‌ها با حجاب يا بی‌‌حجاب بيايند. هيچ طرفش مجبور نبودند. ولي خودشان با احساس مسووليت اسلامی كه اين لباس يكي از شعارهای اسلامی و ايرانی است، اصالت خودشان را خواستند نشان بدهند... اين‌كه حالا روسری ببندند، نبندند، هيچ‌كس اجباری در اين كار نكرده؛ ولي ما درخواست می‌‌كنيم. حضرت آيت‌الله العظمی خمينی هم اجبار و اكراهی به صورت اكراه بيان نكرده.» و در جایی دیگر نیز تاكيد كرد: «در خلال صحبت‌ها گفتم كه حتی اجبار برای زن‌های مسلمان هم نيست. چه اجباری؟ حضرت آيت‌الله خمينی نصيحتی كردند، مانند يك پدر كه به فرزندش نصيحت می‌‌كند.» روزنامه كيهان 2/ 12/ 1357 - متن كامل در مجله سروش شهريور 1359 صص 84 و 85
<p align="center">
<IMG height=350 src="http://www.webnegasht.net/images/taleghani/hijab.jpg" ></p>
حضرت امام خمینی نیز طی مصاحبه ای چنین بیان داشتند: «همان نظراتی كه آقای آيت‌الله طالقانی فرمودند، موردنظر من و صحيح است.» روزنامه اطلاعات - دوشنبه - 21/ 12/ 1357
مناسب است به دور از حب و بغض ها ، شخصیت هایی همچون مطهری ،شریعتی و طالقانی را محصور چند همایش و پوستر و در نهایت نردبان سیاسی خود قرار ندهیم.

مطالب بسیار جالبی در مصاحبه ی داماد ایشان باسایت وزین آفتاب منتشر شده است.

با تشکر از <a href="http://kelash.persianblog.ir">بهمن عزیز </a>به خاطر دعوت به موضوع.

]]>
      
   </content>
</entry>

</feed>
