<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>webnegasht</title>
      <link>http://webnegasht.net/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2009</copyright>
      <lastBuildDate>Sun, 28 Jun 2009 07:25:19 +0300</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>سانسور شخصیت های انقلاب - چرا؟</title>
         <description><![CDATA[بدون شک پس از امام خمینی، از شخصیت هایی همچون مطهری و بهشتی  به عنوان موثرترین پشتوانه های فکری این انقلاب نمی توان به راحتی عبور کرد.به شخصه نقش هیچ کس را پررنگ تر از نقش استاد مطهری در مسیر فکری خود نمی دانم و ارادت شاگرد و استادی ام را نسبت به ایشان آنقدر بالا می دانم  که مجموعه آثار شهید مطهری  را به عنوان بخشی از مهریه ی همسرم قرار دادم.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/7tir/b.jpg" width="280" height="120"></p>
شناخت ،تعمق و رصد کردن آسمان اندیشه های یک شخص بالتبع پیگری حرف ها و گفته و نگاشته ها را در خصوص وی به همراه دارد.
شناساندن و معرفی صحیح و بدون سانسور شخصیت های موثر و تئوریسین های نظام جمهوری اسلامی ،بدون شک کمتر کاری است که می توان در انتقال اندیشه های این بزرگان از نسلی به نسل دیگر انجام داد،کاری که گاه به طور مناسب و شایسته انجام می شود و هر از گاهی ناپخته و غرض ورزانه صورت می گیرد.
روزنامه کیهان به عنوان جریده ای که بخش وسیعی از مخاطبانش را قشر سنتی ،مذهبی و انقلابی در بر می گیرد ، غالبا به صورت ناپخته و شاید غرض ورزانه دست به معرفی سانسور مئابانه شخصیت های انقلاب می زند.البته قید ناپخته شاید دور از واقعیت باشد،چرا که در زیرکی و رندی گردانندگان این روزنامه شکی نیست و تولیدات فکری آن بدون شک با اهداف خاصی صورت می گیرد.چاپ ناقص سخنرانی ها ، معرفی نکردن برخی آثار و از این دست کار ها،همه و همه در جهت مصادره شخصیت های انقلاب به طرزی است که مورد طبع و نظر اصحاب کیهان است.
جای سوال است که با وجود سخنان حضرت امام در خصوص شهید مطهری ،چرا کیهان برای معرفی ایشان دست به دامن آیت الله خزعلی می شود.شخصیتی که در زمان روشنگری های شهید مطهری عضو انجمن ضاله حجتیه بود و امروز نیز به صراحت از این انجمن دفاع می کند.(گفتگو وی با خبرگزاری ایسنا 29 اردیبهشت 83).
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/7tir/a.jpg" width="280" height="105"></p>
امروز هفتم تیرماه 88 با دیدن مقاله ی کیهان در خصوص شهید بهشتی متوجه شدم که قصه ی سانسور شخصیت های انقلاب در این روزنامه سر درازی دارد.
نویسنده این مقاله در سانسور کردن شهید بهشتی به قدری عجله به خرج داده است که حتی نام یشان  را نادرست نوشته است و در ادامه که به معرفی آثار ایشان می پردازد ،تنها به چند اثر بسنده می کند.در این مقاله صحبتی از کتاب معروف ایشان با عنوان "دکترشریعتی-جستوگری در مسیر شدن" به میان نمی آورد.کتابی که الحق یکی از بهترین آثار در نقد تحجر دینی و نیز موضوع خاتمیت است. نویسنده کیهان بسیار زیرکانه دقیقا  نقطه ی  ضربه پذیری کیهان یعنی "خطر تحجر دینی" را از آثار شهید بهشتی سانسور می کند.شهید بهشتی در بخشی از این کتاب و در نقد تندروی های محمد تقی مصباح یزدی در خصوص دکتر شریعتی می فرماید:" جناب آقای مصباح در بحثی که با ایشان کردم فرمودند من به عنوان اتمام حجت می گویم. گفتم برادر اتمام حجت چیست؟ قبل از اتمام حجت، هدایت مطرح است  اگر هدایت آسیب دید چه اتمام حجتی؟"
جای سوال باقی می ماند که چرا کیهانی که دم از ولایت می زند،حاضر به انتشار سخنان مقام معظم رهبری در خصوص شهید بهشتی نمی شود.ایشان در خصوص شهید بهشتی می فرمایند"يک فرد بيشتر متفکر بود تا احساساتي، اگر چه گاهي اوقات احساسات او هم يک جمعيت ميليوني را به جوش مي آورد، يعني اينجور احساساتي هم گاهي مي شد ، اما در همان وقت هم مي توانست مطمئن باشد که دارد منطقي حرف مي زند، از آن قبيل آدم هايي نبود که احساساتشان آنها را سوار بر يک اسب سرکشي بکند که مهارش در دستشان نيست، بلکه از آن قبيل انسان هايي بود که در اوج احساساتشان هم آدم مي دانست که دارد منطقي و متين و محاسبه شده حرف مي زند..."
فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه أولئك الذين هداهم الله وأولئك هم أولو الألباب
والسلام

پی نگاشت:
<a href="http://www.beheshti.org/">سایت بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید بهشتی</a>
<a href="http://www.tebyan.net/Politics_Social/Figures/Introduction/2006/6/28/24086.html">زندگی نامه شهید بهشتی از زبان خودش</a>
<a href="http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=static&UID=115380">وصيت نامه دکتر بهشتي بقلم خودش</a>
<a href="http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=static&UID=115387">مجموعه فیلمهای شهید بهشتی</a>]]></description>
         <link>http://webnegasht.net/2009/06/post_31.shtml</link>
         <guid>http://webnegasht.net/2009/06/post_31.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">سیاست نامه</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 28 Jun 2009 07:25:19 +0300</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اسلام انقلابی یا انقلاب اسلامی؟</title>
         <description><![CDATA[<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/book5.jpg" width="110" height="160"></p>
سطر سطر نوشته های ذیل، سخنان استاد مطهری است:

1 - فرق انقلاب اسلامی یعنی انقلابی که ماهیت اسلامی و راه اسلامی و هدف‏ اسلامی دارد با اسلام انقلابی (اصطلاح " اسلام انقلابی " به وسیله گروههای فرقان و منافقین رایج‏شد البته ممکن است افراد دیگری نیز این اصطلاح را به کار برده باشند بدون آنکه مقصود آنها را در نظر داشته باشند) یعنی اسلامی که ماهیت و راه و هدف انقلابی دارد به عبارت دیگر فرق میان آنجا که اسلام هدف و معیار انقلاب است باآنجا که انقلاب ، هدف و معیار اسلام است .
2 - نقش وارد کردن خود آگاهی طبقاتی و تضاد طبقاتی در شعور مردم و اینکه از نظر اسلام انقلابی یگانه راه همین است برخلاف انقلاب اسلامی که به هویت اسلامی و هویت الهی قائل است .
3 - راجع به ریشه مذهب ، از دیده اسلام انقلابی ، خود اسلام و مذهب‏راستین تاریخ خاسته از طبقه محروم است و همیشه جنگها جنگ مذهب علیه‏مذهب بوده است و کفر خود مذهب است نه بی مذهبی ، و اینکه اسلام همواره دعوت به جنگ با مذهب کفر کرده است‏ نه به جنگ با لامذهبی مثلا ماتریالیسم و مارکسیسم که این جنگها اختراع‏ مذهب شرک است !
4 - یکی از تفاوتهای این دو بینش قضاوت درباره اخلاق است از نظر اسلام‏ انقلابی ، مبارزه محور است ، آنتی تز بودن ، محور و اساس است، بر خلاف انقلاب اسلامی .
5 - تفاوت دیگر در خوشبینی و بدبینی نسبت به گذشته و تاریخ است ازنظر اسلام انقلابی گذشته سراسر ظلم و ظلمت و تاریکی است و جهان تاکنون به‏ ناحق و باطل برپا بوده است ، بر خلاف انقلاب اسلامی که معتقد است همواره غلبه با حق است .
6 - تفاوت دیگر در آینده تاریخ است که هر دو به آینده تاریخ و بشریت‏ خوشبینند اما اسلام انقلابی آینده را و پیروزی را از محرومین می‏داند و انقلاب اسلامی از انسان مؤمن عامل به رشد فکری و اخلاقی و پیوستگی به عقیده‏ و ایمان رسیده .
7 - از نظر اسلام انقلابی در طول تاریخ همواره مذهب علیه مذهب می‏جنگیده ‏نه مذهب علیه لامذهبی ، و اکنون نیز وظیفه مذهب جنگیدن علیه مذهب است‏ پس مذهب توحید و شرک همواره در برابر یکدیگر بوده اند نه مثلا اسلام و مسیحیت یا یهودیت ، یا اسلام و الحاد ، اسلام و ماتریالیسم که این جنگها انحراف است !
8 - از نظر اسلام انقلابی خاستگاه مذهب توحیدی محرومینندو خاستگاه‏ مذهب شرک ، اغنیا و مترفین ، و جنگ مذهب با مذهب همین جنگ دوطبقه‏ است !
منبع:کتاب پیرامون جمهوری اسلامی نوشته استاد مرتضی مطهری
]]></description>
         <link>http://webnegasht.net/2009/06/post_30.shtml</link>
         <guid>http://webnegasht.net/2009/06/post_30.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 16 Jun 2009 04:27:23 +0300</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>انتخاباتیه 3 -چه کسی پیروز است؟</title>
         <description><![CDATA[در این موج انتخاباتی هیچ چیز لذت بخش تر از تقدیم گل به دوستانم نیست.انتخابات تمام می شود و موج ها می خوابد و برنده آنان اند که دل و دین و عقل و هوش خود را در گرو این امواج نسپارند و پذیرای رای ملت باشند و خوش گفت پیرجماران  که : "میزان رأی ملت است."
<p align="center"><a href="http://www.webnegasht.net/flower/IMG_2097.jpg">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/flower/IMG_2097_small.jpg" width="300" height="200"></a></p>
]]></description>
         <link>http://webnegasht.net/2009/06/_3.shtml</link>
         <guid>http://webnegasht.net/2009/06/_3.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">سیاست نامه</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 10 Jun 2009 03:13:59 +0300</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>انتخاباتیه2- خردجمعی و لباس جدید پادشاه</title>
         <description><![CDATA[حتماً شنیده و یا خوانده اید؛ خیاطان شیادی که پادشاهی را فریفتند و به او وعده دوختن لباسی را دادند که حرام زادگان نمی توانند آن را بر تن پادشاه رویت کنند.زمان پوشیدن لباس فرا رسید ، جشنی و همایشی و سمپوزیومی. مشاورین و معاونین  شاه و از همه مهم تر شخص شاه ، از ترس اتهام حرامزادگی ، همگی به تشویق و تمجید و ذوق زدگی پرداختند و جو چنان مردم را گرفت که انگار نه انگار که لباسی بر تن پادشاه نیست.کودکی در آن میان فریاد زد: پادشاه لخت است! لخت است! لخت!.کودک معلوم الحال ،از عنایات فیلترینگ و ستاره دار شدن محروم نماند تا که دیگر شبهه افکنی نکند،عرض خود نبرد و بزرگان را به زحمت نیاندازد.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/elec88/emp_new_cloth.jpg" width="300" height="240"></p>
حکایت نظام های اجرایی در کشور ما و در رأس آن ریاست جمهوری بی شباهت به داستان بالا نیست.مدیری می آید با چند نفر انگشت شمار معاون و مشاور که دور او را احاطه کرده اند و او را با برنامه هایی عریان وارد نظام اجرایی می کنند و پایین دست ها هم ضمن تایید، تعریف و تمجید می کنند تا لباس اجرایی مدیر خوش جلوه کند.مدیر هم هر چقدر مخلص ،متعهد و حتی باسواد  باشد ، جو ایجاد شده چنان بر وی تاثیر می گذارد تا جایی که شک نمی برد که ممکن است خطایی کرده باشد .از این رو،  مصمم تر از قبل پیش می تازد و از عملکرد خود محکم تر دفاع می کند.
مدیریت اجرایی به سبک "لباس جدید پادشاه" اصلاح طلب و  اصول گرا نمی شناسد، داستانی است تکراری که بیانگر نقش کم رنگ و نقص پررنگ خرد جمعی ما است.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/elec88/vote.jpg" width="300" height="200"></p>
کارشناسان،نشانه های خرد جمعی و توسعه یافتگی را در سه مقوله عنوان می کنند:
1- توجه به دانش 
2- تولید فناوری
3 - احساس مسئولیت ملی
به نظرشما  نامزدهای انتخاباتی به مقولات فوق اهمیتی می دهند؟ کدام نامزد و یا نامزد ها؟ کدام مقوله ها و تا چه اندازه؟
]]></description>
         <link>http://webnegasht.net/2009/05/2.shtml</link>
         <guid>http://webnegasht.net/2009/05/2.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">سیاست نامه</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 24 May 2009 18:05:28 +0300</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>انتخاباتیه 1- آمار و ارقام سخن می گویند.</title>
         <description><![CDATA[دیدن کلیپ های ذیل خالی از لطف نیست..
تمامی آمار و ارقام از وب سایت های رسمی بانک مرکزی دولت نهم گرفته شده است.
<p align="center"><object width="315" height="255"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/bsXQWLY1yrw&hl=ru&fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/bsXQWLY1yrw&hl=ru&fs=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="315" height="255"></embed></object>
</p>
<p align="center">
<object width="314" height="253"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/wZ2Vurt6uYI&hl=ru&fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/wZ2Vurt6uYI&hl=ru&fs=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="315" height="255"></embed></object></p>
<p align="center">&nbsp;
<object width="317" height="256"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/hcmuXy9UPys&hl=ru&fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/hcmuXy9UPys&hl=ru&fs=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="315" height="255"></embed></object>
</p>
<p align="center">
<object width="316" height="258"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/20EqeKIi02c&hl=ru&fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/20EqeKIi02c&hl=ru&fs=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="315" height="255"></embed></object>
</p>]]></description>
         <link>http://webnegasht.net/2009/05/_1.shtml</link>
         <guid>http://webnegasht.net/2009/05/_1.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">سیاست نامه</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 24 May 2009 16:44:21 +0300</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آقا عوام نیستند، حرف را بزن! </title>
         <description><![CDATA[آیت الله توسلی تنفر امام از مقدس مآبان و متظاهران را این گونه ترسیم می کنند:
"امام مقدس واقعی را دوست می داشت ، آن چه موجب ناراحتی ایشان شده بود، مقدس مآبی بود.کسانی که سطح فهم و آگاهی شان کم بود ، ولی در پوشش اظهار قدس و تقوی ، اهداف خود را دنبال می کردند و و مانع اموری می شدند که نسبت به آن ها آگاهی نداشتند.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/tahajjorbook.jpg" width="150" height="238"></p>
امام کسی بودند که در تمامی دوران نهضت ، از برخوردهای این قبیل افراد، زجر کشیده بودند، اساسا امام از تظاهر خوششان نمی آمد؛ به عکس به کسانی که اهل تظاهر نبودند علاقه داشتند؛ مثلاً ایشان از تیمسار ظهیر نژاد خوشش می آمد؛ زیرا وی اهل تظاهر نبود.هر روز ریشش را تیغ می زد و همان طور خدمت امام می رسید! حتی خیلی ها خواستند ایشان را جابه جا کنند، ولی امام حاضر نمی شدند.
یادم است روزی عده ای از فرماندهان ارتش از جمله ، فرمانده ی نیروی هوایی که بعد معلوم شد آدم منحرفی هم بوده و ریشی هم گذاشته بود، خدمت امام آمده بودند، قرار شد فرمانده ی نیروی هوایی گزارش بدهد.قبل از گزارش ،شروع کرد به خواندن دعای فرج! آقای ظهیر نژاد گفت: آقا عوام نیستند، حرف را بزن! امام از این سخن خوششان آمد و خندیدند"
(از کتاب تحجر و تحجرگرایی از منظر امام خمینی (س))
]]></description>
         <link>http://webnegasht.net/2009/03/post_29.shtml</link>
         <guid>http://webnegasht.net/2009/03/post_29.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 04 Mar 2009 12:07:52 +0300</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>زبان روسی و مشکلات ما</title>
         <description><![CDATA[نگاه و مداقه و به تعاملات دو کشور ایران روسیه در تمامی حوزه ها ی سیاسی ، فرهنگی ، علمی و اقتصادی به خوبی بیانگر سردرگمی طرفین در ایجاد رابطه با یکدیگر است.به تحقیق سر و سامان دادن به این روابط جز با شناخت صحیح طرفین از یکدیگر میسر نخواهد شد و شناخت حقیقی بدون شک شناختی است مستقیم ، بی پرده و با زبانی مشترک.
متاسفانه باید اعتراف کرد که نه ایرانیان دست اندر کار در این امور زبان روسی را به خوبی می دانند و نه روس ها زبان فارسی را.هر چند تاریخچه ایران شناسی و آموزش زبان فارسی در کشور روسیه سابقه ای طولانی مدت دارد اما شرایط امروز دو کشور نیازمند به روز کردن کرسی های ایران شناسی و آموزش زبان فارسی می باشد.لازم به ذکر است که در کشور روسیه صد ها ایران شناس وجود دارند ، اما در کشور ایران تعداد روس شناسان و افراد مسلط به زبان روسی ، از تعداد انگشتان دست هم تجاوز نمی کند.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/iranrussia.jpg" width="300" height="161"></p>
مشکلات فوق ، طرفین را مجبور به استفاده از منابع و دریچه های واسطه می کند.به عنوان مثل غالب اخبار میان دوکشور از طریق رسانه های غربی و واسط که انگلیسی زبان هستند رصد شده ومخابره می شوند و بدون شک و به مقتضای فضای رسانه ای و ژورنالیستی ، خبر ها دستخوش تغییرات و در نهایت ارائه شناختی غیر مستقیم و ناصحیح می شوند.
شاید گفته های فوق تا حدی بیانگر نقش آموزش زبان روسی برای ما و زبان فارسی برای روس ها را برای شناخت هر چه بیشتر طرفین روشن سازد.
]]></description>
         <link>http://webnegasht.net/2008/12/post_28.shtml</link>
         <guid>http://webnegasht.net/2008/12/post_28.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">از روسیه</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 21 Dec 2008 19:11:33 +0300</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>...</title>
         <description><![CDATA[<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/sed%20hasan/IMG_0237.jpg" width="300" height="400"></p>
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/sed%20hasan/IMG_0296.jpg" width="300" height="400"></p>]]></description>
         <link>http://webnegasht.net/2008/11/post_27.shtml</link>
         <guid>http://webnegasht.net/2008/11/post_27.shtml</guid>
        
        
         <pubDate>Sat, 15 Nov 2008 18:05:45 +0300</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>انتخاب هایی از جنس &quot;نه&quot;</title>
         <description><![CDATA[نکته ی جالبی وجود دارد که شاید کمتر به نظر و قلم بیاید و آن هم مقایسه ی، سبک رای دادن و انتخاب های سیاسی مردم پیش از رحلت امام و پس از آن است.در زمان حیات امام ، همگی مردم در "بله" گفتن و همراهی با نظرات امام هم نوا بودند ، اما پس از رحلت ایشان ، غالب انتخاب های سیاسی مردم در "نه" گفتن به وضعیت فعلی و تغییر به وضعیت سیاسی دیگر بوده است.نگاه تاریخی به گرایشات یکی درمیانی سیاسی دولت و مجلس در هر دوره به خوبی بیانگر این موضوع است.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/vote.jpg" width="300" height="273"></p>
این روزها وقتی با دوستان سخن از انتخابات می رانیم  ، مخرج مشترک همگی نظرات "نیامدن احمدی نژاد" است.رای غالب دوستان بیش از آنکه خاتمی ، قالی باف ، ولایتی یا هر کس دیگر باشد ،رایی است که "نیامدن احمدی نژاد" را رقم زند.
به شخصه معتقدم نگاه بالا بیش از آنکه ناشی از عملکرد دولت باشد ، مشتعل از عملکرد شخص رییس جمهور در تعامل با مردم ، نخبگان و حتی مسئولین ، حامیان دولت و اصولگرایان است.
یکی از اساتید دانشگاه تهران و تحلیل گر مسائل سیاسی اجتماعی در مقاله ای به تحلیل در خصوص پخش قدرت میان دولت و مردم پرداخته بود و در یک تقسیم بندی 1- دولت قوی تر از مردم 2- مردم قوی تر از دولت ، معتقد بود که دولت احمدی نژاد در تقسیم بندی اول جای می گیرد و نظر به دولتی مقتدر و قدرتمند دارد تا مردمی قوی تر و موثر تر از دولت.
نگاه فعلی دولت به قدرت نه در ساختار سیاسی دنیای امروز صاحب امتیاز است و نه در بیان تئوریسین های جمهوری اسلامی از جمله امام خمینی که که فرمودند: "هر كاري را كه مردم مي توانند انجام دهند، دولت انجام ندهد و هر كاري را كه مردم نمي توانند انجام بدهند، كار دولت است." 
مقوله ی "نقد" در دولت احمدی نژاد ، چه در شکل "درون گفتمانی" آن و چه از سوی مخالفین دولت ، محکوم و بعضا در حاشیه قرار دارد ، فارغ از فیلترینگ و توقیف روزنامه های جناح مقابل دولت ، بستن و یا توقیف موقت جراید و رسانه های اصولگرایی همچون خبرگزاری فارس ، همشهری جوان و سایرین ، نشان از آستانه ی پایین تحمل دولت در پذیرش انتقاد است.
چندی پیش با یکی از مسئولین دفاتر دولتی در مسکو صحبتی دوستانه داشتیم.برایش سوال بود که چرا نگاه انتقادی به مسائل دارم.وی معتقد بود که باید به "تمرین نگفتن" پرداخت ، اما با کمی بحث و استدلال ، در این نکته با من هم نظر شد که ،ریشه بسیاری از کم رشدی های گذشته و اشتباهات امروز ، ناشی از "ترویج نگفتن" است.
معتقدم باید گفت ، منصفانه گفت ، دلسوزانه گفت ،با مطالعه گفت و محترمانه گفت.
]]></description>
         <link>http://webnegasht.net/2008/10/post_26.shtml</link>
         <guid>http://webnegasht.net/2008/10/post_26.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 08 Oct 2008 16:12:41 +0300</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>هشت سال جنگ - مقدس یا نامقدس؟</title>
         <description><![CDATA[آغاز هفته ی موسوم به " هفته ی دفاع مقدس" بهانه ای شد برای شکستن سکوت نوشتاری ام در این دو سه ماهه ی اخیر.سال های گذشته نیز در همین ایام ،  حاشیه هایی کوچک و مختصر در سالگرد این هفته و در خصوص موضوع جنگ نگاشتم که بحث و نظر دوستان موجب شد این بار نیز در این خصوص حاشیه ای خرد و کوچک در حد پندار ، زمان و قلم خود بنویسم، حاشیه ای که بیشتر به سوال می ماند تا  به مقاله و یادداشت.

بیستمین سال گشت هشت سال جنگ
هر چند جراحی و تحلیل حوادث تاریخی بدون پیش فرض ها و ذهنیت های راوی و نگارنده امکان پذیر نیست ، اما سعی بر این است که نگاهی برونی و خارج از فضای مرسوم و مقدس مئابانه ای که نسبت به مقوله ی "هشت سال جنگ" رایج است ، نظر به این واقعه بیندازیم.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/war/1.jpg" width="300" height="204"></p>
شرایط ویژه و نابرابر
روشن است که جنگ هشت ساله ی ایران و عراق در شرایطی ویژه و نابرابر آغاز شد.بحث در خصوص امکان به تاخیر افتادن آن ، دیپلماسی قوی و یا ضعیف ما و مسائلی از این قبیل جایگاهی در این نگاشت ندارد ، اما پر واضح است که بر فضای داخلی کشور علی الخصوص در بعد اقتصادی شرایطی دشوار وناگوار حاکم بود.در بعد بین المللی نیز ، ظهور یک نظام سیاسی نوپا به نام "جمهوری اسلامی" هنوز جاده ای را برای حرکت کاروان دیپلماسی خود  به سمت سایر کشور ها فراهم نکرده بود.

ادامه ی جنگ پس از فتح خرمشهر- چرا؟
به عقیده ی صاحب نظران مهمترین دوره ی زمانی در روزشمار جنگ فاصله بین فتح خرمشهر  تا پذیرش قطع نامه می باشد.سوالات ، بحث ها و غالبا جنجال های که در خصوص جنگ مطرح است ،غالبا حول محور "ادامه ی جنگ" پس از فتح خرمشهر می چرخند.
شرایط بغرنج کشور ، علی الخصوص در سال های پایانی جنگ از سویی و تاکید و پافشاری مسئولین سیاسی و نظامی کشور بر ادامه ی جنگ از سوی دیگر ، دو مولفه ای است که از لحاظ منطقی و از حیث تامین منافع ، با یکدیگر سازگاری ندارند . 
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/war/2.jpg" width="300" height="206"></p>
سوال هایی از جنگ
پس با شرایط مذکور مسئولیت ادامه جنگ بر عهده ی کیست؟.چه کسی تاوان خسارات ادامه ی جنگ را پس می دهد؟ سهم نسل ما از جنگ چیست؟ تصمیم بر ادامه جنگ ناشی از یک برنامه ریزی بوده یا عدم بلوغ سیاسی؟ آیا جنگ هشت ساله به همه ی خساراتش می تواند موسوم به دوران طلایی "دفاعی مقدس" شود؟ آیا جنگ مقدس است؟ آیا آثار فرهنگی و اقتصادی این تقدس در فضای امروز کشور احساس می شود؟ مشکلات روانی ،خرابی ها ، هزینه ها ،عقب افتادگی های کشور پس از جنگ ، در سایه ی این تقدس چگونه توجیه می شوند؟ 
این سوالات اگر خارج از چارچوب های فکری معلم های پرورشی مدارس و برنامه های صدا و سیما پاسخ داده شود ، جواب های تازه و جالبی خواهد داشت.نگاه به <a href="http://smto.ir/?p=786">نوشته ها ی وبلاگ نویسان</a> در این خصوص ،خود مشتی از خروار هم نوایی در "مقدس نبودن جنگ " از سوی هم نسلی های من است.
معتقدم که عرصه ی برخورد با واقعیات جنگ ، عرصه ای است که در آن ، هم فراموش کردن مردانگی های همت ها و باکری ها خبط و خطاست و هم فراموش کردن بدبختی هایی که از جنگ عاید کشور و ملت ما شده است!
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/war/3.jpg" width="300" height="208" alt="&#1588;&#1607;&#1740;&#1583; &#1605;&#1607;&#1583;&#1740; &#1576;&#1575;&#1705;&#1585;&#1740;"></p>
ختم کلام از امام 
اي پاسداران در معرض امتحان الهي هستيد مبادا با خون شهدا براي خودتان مقامي دست وپا کنيد و خدا نکند که شما بخواهيد ديگران خون خود را بدهند تا شما مقامتان بالا برود، خدا نکند يک همچو حيواني در باطن شما باشد و خيال کنيد انسانيد.  (صحيفه امام- جلد 8- صفحات 112 و 113)
]]></description>
         <link>http://webnegasht.net/2008/09/post_25.shtml</link>
         <guid>http://webnegasht.net/2008/09/post_25.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 23 Sep 2008 02:31:05 +0300</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مجموعه ی گل</title>
         <description><![CDATA["سجاد! چرا آپدیت نمی کنی؟"
سفر به ایران و هزاران برنامه و پروژه و کار و مهمانی و سفر و دید و بازدید، مگر فرصت تعمق بر موضوعات روز و آپدیت کردن را هم باقی می گذارد؟
گفتم بد نیست عکس های سفر شمال را بگذارم ، البته بخش گل هایش را!
تمام این زیبایی ها تقدیم به دوستان!
قدر مجموعه ی گل مرغ سحر داند و بس!
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/flowers/DSCF0707.jpg" width="318" height="212"></p>
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/flowers/DSCF0716.jpg" width="318" height="212"></p>
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/flowers/DSCF0709.jpg" width="318" height="212"></p>
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/flowers/DSCF0710.jpg" width="318" height="212"></p>
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/flowers/DSCF0713.jpg" width="318" height="212"></p>

]]></description>
         <link>http://webnegasht.net/2008/08/post_24.shtml</link>
         <guid>http://webnegasht.net/2008/08/post_24.shtml</guid>
        
        
         <pubDate>Mon, 04 Aug 2008 21:58:21 +0300</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شریعتی – از دیروز تا به امروز</title>
         <description><![CDATA[بیست و نهم خرداد  امسال برابر است با سی و یکمین سالگرد درگذشت معلم شهید علی شریعتی .خواسته یا ناخواسته و بنا به خصیصه ای که غالب ما ایرانی ها داریم ، ایام در گذشت و یا ولادت شخصیت ها ، فرصتی می شود برای  فکر کردن و نگاشتن حتی به اندازه سطر و کلامی کوتاه در خصوص این بزرگان و اندیشه ها یشان.
غالب اتفاقاتی که با پیش وند "اولین" رخ می دهد ، در ذهن ما سال ها نقش می بندد: اولین دیدارها،اولین معلم ها و هزاران" اولین"  ای که اگر زندگی روزمره ی خود را مرور کنیم به خوبی قابل یادآوری اند.
اولین آشنایی من با شریعتی بر می گردد به سال های اول دوران دبستان !.کنجکاوی های دوران کودکی ، زیرزمین پر رمز و راز خانه ی پدربزرگ و علاقه ی من به اشیا و عکس های قدیمی دست به دست هم می داد تا مرا مجبور به رصد کردن زیر و بم آن کنم.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/shariati53.jpg" width="300" height="211"></p>
در کنار ظروف رویی و مسی و آهن آلات و چراغ نفتی و کتاب های مهندسی به زبان سوئدی ،جزوه های کوچکی به چشم می خورد که تا مدت ها ، محتوای آن برایم مجهول بود.جزوه ها مال عموهایم بود که اوایل انقلاب در اروپا مشغول به تحصیل بودند.مجهولیت جذاب این جزوه ها باعث شد تا یکی را به غنیمت بردارم و به طبقه ی بالا منتقل کنم.از پدرم پرسیدم اینها چیست؟ .همانا توضیحات و آشنایی و من و شریعتی و امروزی که سال ها از آن اولین آشنایی می گذرد.
نقش فربه شریعتی در شکل گیری نهضت اسلامی و تاثیرات فکری آن بر جوانان آن دوره از تاریخ کشور به خوبی روشن و قابل تحسین است.تجلیل شریعتی حرکت شایسته ای است که هرساله از سوی گروه های مختلف فکری و دانشجویی انجام می شود.اما به بیان دکتر سروش ، تحلیل این شخصیت ها در کنار تجلیلشان بهترین خدمتی است که می توان در حق این بزرگان به انجام رسانید.
دنیای روشنفکری غالبا با حرف ها ، حدیث ها و طعن همراه است ، شریعتی نیز از این قاعده مستثنی نبود.جسارت ،شجاعت و یقین شریعتی شاید مهمترین عواملی بود که وی را به ادامه ی روشنگری ها وسخنرانی های تند و تیزش تشویق و ترغیب می نمود.
به شخصه معتقدم سهم شریعتی در شکل دهی و تاثیر گذاری فکری و ایدئولوژیک ، سهمی است که به شدت وابسته به زمان خود است.شریعتی به عنوان روشنفکر دوران ناپایداری و بحرانی،  رسالت خود را به خوبی انجام داد و حافظه تاریخی همه ی انقلابیون بر این مطلب صحه می گذارد.
اما سوالات و بحث های امروزی در خصوص شریعتی با این سوال شروع می شود که:
"آیا بسط و تعمیم تفکرات شریعتی ،در شرایط امروز جامعه ایران ،موثر ، و کارامد خواهد بود؟"
شاید استفاده از یک مدلسازی و تشبیه در پاسخ به سوال فوق و کلاُ سوال هایی از این جنس موثر باشد.در این مدلسازی نظام فکری و اندیشه یک شخص به یک بدن تشبیه می شود که اعضای این بدن همان افکار و عقاید آن شخص است.در این مدلسازی یک نظام فکری متعادل به صورت یک بدن متعادل قابل تصور است.هر چقدر اشراف فکری شخص نسبت به مسائل فکری بیشتر و قدرت تحلیل وی بهتر باشد بالتبع نظام فکری وی نیز متعادل تر و کارامد تر خواهد بود.
در مدلسازی و تشبیه مذکور،  نظام فکری شریعتی به صورت بدنی با پاهای تنومند و تندرو و شاید چشمانی ضعیف قابل تصور باشد.القای تفاسیر محرکی ازمفاهیمی همچون جهاد ، هجرت و شهادت به عنوان مهمترین فعالیت شریعتی در زمان خویش بستر مناسبی برای پیشبرد انقلاب فراهم می آورد. معتقدم که ایران امروز تفسیر ایدئولوژیک و طبقاتی از مفاهیم دینی را به عنوان عاملی کارامد بر نمی تابد و بسیاری از تندروی های که امروز در سطح جامعه قابل ملاحظه است ،با نگاه فکری دیروز شریعتی قابل توجیه می شود.

]]></description>
         <link>http://webnegasht.net/2008/06/post_23.shtml</link>
         <guid>http://webnegasht.net/2008/06/post_23.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 18 Jun 2008 01:14:22 +0300</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ایران سوزی به سبک سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی</title>
         <description><![CDATA[چندي پيش يک دانشجوي روس مقيم آمريکا که در رشته روابط بين الملل مشغول به تحصيل است، طي تماسي اينترنتي از من خواست تا برايش مطالبي در  خصوص معرفي ايران به زبان انگليسي پيدا کنم. ازقضا و بدون هیچ گونه ذهنیتی ، برای پیدا کردن یک معرفی مناسب و رسمی ،  تصمیم گرفتم از بخش انگلیسی سایت سازمانی استفاده کنم که وظیفه اش فعالیت های فرهنگی در خارج از کشور و معرفی ایران و اسلام است. شاید درست حدس زده باشید : <a href="http://icro.ir/">سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی</a>.
وارد صحفه اصلی سایت شدم و سپس روی <a href="http://en.icro.ir/?m=50762&c=41164&t=3">بخش ایران </a>کلیک کردم.
اولین جمله ای که در این صفحه نوشته شده است ، جمله ی ذیل است :
Iran was one of the first countries to be occupied by the early Islamic armies which burst out from Arabia in the seventh century.
ايران يکي از اولين کشورهايي بوده است که توسط ارتش هاي نخستین اسلامي که از عربستان خارج شدند، در قرن هفتم به اشغال در آمد!.
 <p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/icro.jpg" width="318" height="211"></p>
بد نیست بگویم که موضوع درخواست این دانشجوی روس مربوط می شود به اوایل ماه ژانویه ی امسال که با تغییر و تحولات در این سازمان مقارن می شد ، فلذا در آن موقعیت تصمیم گرفتم موضوع را در وب نگاشت مطرح نکنم وآن  را به مسولین محترم فرهنگی این سازمان از طریق <a href="http://moscow.icro.ir/">رایزنی فرهنگی ایران در مسکو </a>اطلاع دهم و این کار را نیز کردم.اما با گذشت شش ماه ، هنوز هیچ تغییری در مطالب نوشته ی شده صفحه ی معرفی ایران سایت سازمان حاصل نشده است.مجددا نیز دو هفته ی پیش این موضوع را به معاون رایزنی فرهنگی ایران در مسکو اطلاع دادم و باز هم اتفاقی نیفتاد.
قصد ندارم نسبت به عملکرد این سازمان نقدی و یا مطلبی بنویسم ، نقدی که به جد می توان گفت مثنوی هزار دفتر می شود و مهمتر از آن متاسفانه غیر موثر بودن آن است ، چرا که افراد مختلف و مطرحی از درون و برون این سازمان فرهنگی ، هزاران نقد در سایت هایی با میلیون ها بیننده نوشته اند اما تاثیری نداشته است ، حال چه  توقعی است که یک وبلاگ با میانگین بازدید روزانه  50 نفر تاثیر گذار باشد ، هرچند، بعضاً ،  همین بازدید 50 نفره مشکلاتی را برایم فراهم کرده است.دغدغه شخصی خودم نسبت به مسائل جاری کشور ، معرفی کشورم و نیز علاقه ی شخصی ام به مسائل و موضوعات فرهنگی شاید مهمترین عوامل برای انتشار و نگاشتن در خصوص این موضوعات باشد. 
به شخصه معتقدم کار فرهنگی  در درجه ی اول نیاز به دو فاکتور اصلی 1- استراتژی فرهنگی و 2- به کار گیری اشخاص فرهنگی دارد.نگاه به فعالیت های فرهنگی ایران در خارج از کشور در مقایسه با فعالیت های سایر کشور ها ،  به خوبی بیانگر نبود یک استراتژی تدوین شده و بلند مدت با مد نظر داشتن "دیربازده بودن فعالیت های فرهنگی" است.
کار فرهنگی علاوه بر فاکتور معلومات فرهنگی ، نیاز به خوش سلیقگی فرهنگی نیز دارد.تبلیغات به عنوان یک حرفه در دنیای امروز بدون شک افراد متخصص در این حوزه را می طلبد و صرفا اشخاصی که در رشته ای نا مرتبط با این موضوع فعالیت داشته اند ، از عهده ی این کار برنخواهند آمد و همانطور که می ملاحظه می کنیم : غالبا به ضد تبلیغ نیز منجر می شود.
موضوع تهاجم فرهنگی که به عنوان شاه بیت مسائل فرهنگی کشور مطرح است ، در درجه اول مستلزم دفع این تهاجم از درون کشور و اتفاقا از درون نظام فرهنگی- دولتی کشور است.
مدیران نالایق و بد سلیقه ، ناتوانی در هضم  پارادکس های موجود  ایرانی - اسلامی در بحث تبلیغ و نیز محافظه کاری های مسدود کننده تحت عنوان "ملاحظات" عواملی است که گریبانگیر این سازمان و کلا ساختار ویران دولتی فرهنگ کشور است.
جالب توجه است که غالب مدیران این سازمان نسبت به عملکرد آن نقد دارند و همین جماعت غالب ، کاری را از پیش نمی برند.اینجا است که موضوع "تکلیف گرایی" و "نتیجه گرایی" در تبلیغات فرهنگی مطرح می شود.
اگر سری به مراکز فرهنگی سایر کشور ها در همین شهر مسکو بزنیم و مقایسه ای با فعالیت های فرهنگی رایزنی فرهنگی ایران انجام دهیم ، به خوبی می توان نسبت به "تکلیف گرا " و یا  " نتیجه گرا " بودن این سازمان فرهنگی قضاوت  کرد.
]]></description>
         <link>http://webnegasht.net/2008/06/post_22.shtml</link>
         <guid>http://webnegasht.net/2008/06/post_22.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 10 Jun 2008 01:51:23 +0300</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>چه کسانی را در این عکس می بینید؟</title>
         <description><![CDATA[فارغ از بحث ، نقد و نظر امروز تصمیم گرفتم یک عکس ویژه در وبلاگم بگذارم که هنوز به طور گسترده منتشر نشده است.
آیا این افراد را می شناسید؟
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/aksspecial.jpg" width="318" height="238"></p>]]></description>
         <link>http://webnegasht.net/2008/05/post_21.shtml</link>
         <guid>http://webnegasht.net/2008/05/post_21.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">سیاست نامه</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 30 May 2008 23:31:45 +0300</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>می خواهم از مطهری بنویسم.</title>
         <description><![CDATA[می خواهم از مطهری بنویسم.آری دو روز دیرتر!.مطهری دو روز پیش شهید شد ولی من امروز می نویسم.نسل من همیشه دیر می رسد.موقعی می رسد که برای اش تصمیم گرفته اند! یک مشت ژاندارم سیاسی ، اقتصادی و دینی!
می خواهم از مطهری بنویسم.
خلاصه می نویسم.مثل سایر حرف هایم. خلاصه نویسی را دوست دارم. خلاصه ای که برای ش مفصل فکر کرده ام ، مفصل خوانده ام ، مفصل کلنجار رفته ام ! مفصل گریسته ام ! مفصل خندیده ام! و مفصل هایی که به طور قطع، این خلاصه نویسی های دست و پا شکسته ، حق مطلب اش را به جای نمی آورد.
می خواهم از مطهری بنویسم!
مطهری را از کودکی می شناسم. فراموش نمی کنم شبی را که پدرم با یک دسته کتاب به منزل آمد . با مادرم نشستیم و کتاب ها را جلد کردیم- جلد های پلاستیکی شفاف. چقدر رنگ سبز دوجلدی "داستان راستان" برایم نوستالژیک است."داستان راستان" مطهری در کنار کتاب های دیگر کتابخانه قرار گرفت ،در کنار داستان "شیر و جنگل" و امروز هم تکرار همان "شیر و جنگل" است : جنگل اندیشه و شیرهایی که هر روز هوس طعمه ای می کنند . من و مطهری از ابتدا با هم بودیم.از کودکی ، دوران مدرسه و سال های تنهایی دانشجویی در این غربت عقل و دل.
<p align="center">
<img border="0" src="http://www.webnegasht.net/images/motahhari21.jpg" width="250" height="323"></p>
می خواهم از مطهری بنویسم!
دوسال پیش در این وب نگاشت نوشتم که :"مطهری آخوند نبود" و این به مذاق بسیاری از دوستان خوش نیامد.امروز نیز می گویم که "مطهری آخوند نبود".مطهری متفاوت است با اغلب روحانیت ای که امروز و دیروز در حوزه های علوم دینی  غالب وقت خود را صرف عربی خواندن ای می کنند که خود هیچ از آن نمی فهم ند .مطهری خارج از دایره ی تنگ و بسته ی  این حوزه ها فلسفه  می خواند ! فلسفه ای که رفرنس هایش به فتوای ارباب فقه نجس بود.مطهری پشت بلندگوها سخن از :"درخت آفت زده روحانیت" به میان  می آورد.بلندگوهایی که به گفته ی خود مطهری توسط روحانیون ، موسوم به "بوق شیطان" بود.مطهری از مارکسیسم گفت! از بیمه گفت! از حقوق بشر گفت! از حجاب! مشکلات جسنی جوانان! مقتضیات زمان! تاریخ! خصوصی سازی ! و صد ها موضوعی که هنوز حوزه های خمود دینی حس و حال و برنامه ای برای غور ،مطالعه و مباحثه در خصوص آن را ندارند.
می خواهم از مطهری بنویسم!
پشت جلد کتاب های مطهری سخنان پرمعنای خمینی در خصوص آثار وی را بخوانید:
"من به دانشجویان و طبقه روشنفکران متعهد توصیه می کنم که کتاب های این استاد عزیز را نگذارید با دسیسه های غیر اسلامی فراموش شود."
اما نمی گذارند که نگذاریم!
کتاب ها و اندیشه هایی که در برهه های سیاسی عمر انقلاب گاهی فراموش شدند.! 
نسل ما امروز می پرسد: که چرا کتاب های اقتصادی مطهری در دوران  ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی چاپ نمی شد؟!
نسل ما امروز می پرسد: چرا احمدی نژاد سخن از اخراج اساتید سکولار دانشگاه ها می زند در حالی که  دو دهه ی پیش ، مطهری سخن از آزادی بیان در مجامع علمی و حتی تاسیس تریبون ماتریالیستی برای بحث در دانشگاه تهران به میان می آورد؟!
می خواهم از مطهری بنویسم!
مطهری با بسیاری از مطهری نماهای امروز متفاوت است.
خلاصه نوشتم.تند و تیز!
روحش شاد!
]]></description>
         <link>http://webnegasht.net/2008/05/post_20.shtml</link>
         <guid>http://webnegasht.net/2008/05/post_20.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد و نظر</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 03 May 2008 01:46:31 +0300</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
